گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین

ناله من گوش دار و درد حال من ببین

از میان صد بلا من سوی تو بگریختم

دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین

یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش

یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین

یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد

وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین

یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم

صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین

یا ز الم نشرح روان کن چارجو در سینه‌ام

جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین

ای سنایی رو مدد خواه از روان مصطفی

مصطفی ما جاء الا رحمة للعالمین

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

منصورقربانی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۹ نوشته:

اعتقادبراینست که مولانا از سنائی تاثیر پذیرفته و نسبت شاگرد واستادی نسبت به او دارد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

همایون در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۲ نوشته:

از غزل های پیش از ملاقات شمس است ولی نکات بسیار مهمی درخود دارد
بیشک جلال دین عیسی را بسیار خوب می شناخته است و علاقه عظیمی به او دارد بطوریکه پیامبر محبوب او بوده است در عین حال که فردی مسلمان است و هویت اسلامی دارد ولی بطور آشکار هوادار مسیح است
در این غزل کاملن خود را آشکار میکند
از خدا میخواهد که سرنوشتی چون عیسی به او بدهد زیرا رحمتی در کار خداو جهان نمی بیند همچون عیسی که چاره خود را در آشتی با تقدیر از راه عشق می بیند بجای آشتی با خود
و کنار آمدن با وعده فردا و
آنچه در قران وعده داده شده را همینجا طلب میکند و خود را چون بچه و یک مؤمن ساده گول نمی زند
و مصطفی را به سنایی که پیامبر برگزیده اوست حواله میدهد
و در این راه با شهامت ناشی از پاکی و عشق سخن میگوید چون بیش از ایمان خود به عشق خود باور دارد در نتیجه نیازی به هیچ صلاح و ظاهری ندارد چون به نیرو و اصالت عشق پی برده است اینگونه است که با شمس آنگونه جفت میشود و آفرینشی پیامبرگونه پدید می آورد که از دست هیچ مؤمن دینداری بر نمی آید و توصیه شمس بخوبی برای او کارآمد میشود که دوست دار واقعی محمد کسی است که متابعت محمد کند و متابعت حقیقی یعنی خودت محمد شوی نه دنبال رو
عیسی میگفت من راهم یعنی تو هم راهی
نه آنکه راه مرا بروی بلکه راه خودت را برو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.