گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون

آیت انا بنیناها و انا موسعون

کی شنود این بانگ را بی‌گوش ظاهر دم به دم

تایبون العابدون الحامدون السایحون

نردبان حاصل کنید از ذی المعارج برروید

تعرج الروح الیه و الملایک اجمعون

کی تراشد نردبان چرخ نجار خیال

ساخت معراجش ید کل الینا راجعون

تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکر

لایلقیها فرو می خوان و الاالصابرون

بنگر این تیشه به دست کیست خوش تسلیم شو

چون گره مستیز با تیشه که نحن الغالبون

پایه‌ای چند ار برآیی باشی اصحاب الیمین

ور رسی بر بام خود السابقون السابقون

گر ز صوفی خانه گردونی ای صوفی برآ

و اندرآ اندر صف انا لنحن الصافون

ور فقیری کوس تم الفقر فهو الله بزن

ور فقیهی پاک باش از انهم لا یفقهون

گر چو نونی در رکوع و چون قلم اندر سجود

پس تو چون نون و قلم پیوند با مایسطرون

چشم شوخ سوف یبصر باش پیش از یبصرون

چو مداهن نرم سازی چیست پیش یدهنون

چون درخت سدره بیخ آور شو از لا ریب فیه

تا نلرزد شاخ و برگت از دم ریب المنون

بنگر آن باغ سیه گشته ز طاف طایف

مکر ایشان باغ ایشان سوخته هم نایمون

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نازبانو در ‫۶ سال قبل، سه شنبه ۷ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۵ نوشته:

دریای علم و حکمت وعرفان و عشق ، مزین به واژه هـای زرین قران

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس ناشناس در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۸ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۴ نوشته:

آنگونه که افلاکی روایت کرده است، شمس تبریزی این نور مطلق ، این آفتاب ، این صنم گریزپا، این مه خوب خوش لقا این نگار و عقیق بی بهای جلال الدین، از کودکی به روان پریشی دچار بوده است و بی گمان همگام با بالا رفتن زاد بیماری او نیز رو به وخامت نهاده بوده است، و البته خداوند آگاه تراست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی خراسانی در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۸ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۳ نوشته:

بسم الله الرحمن الرحیم
بیت اول، انا بنیناها و انا موسعون
«ما آسمان را با قدرتی بنا کردیم که با هیچ مقیاسی توصیف و اندازه گیری نمی شود» ذاریات، آیۀ 47
بیت دوم، تایبون العابدون الحامدون السایحون
«توبه کنندگانند، پرستندگانند، ستایندگانند، روزه دارانند» توبة ، آیۀ 112
بیت سوم، ذی المعارج: صاحب درجات / تعرج الروح الیه و الملایک اجمعون
«فرشتگان و روح به سوی او بالا می روند» معارج، آیۀ 4
بیت چهار، کل الینا راجعون
«همه به سوی ما باز می گردند» انبیاء، آیۀ 93
بیت پنجم، یلقاها الا الصابرون
«پاداش خدا بهتر است و جز شکیبایان آن را نیابند»قصص، آیۀ 80
بیت ششم، نحن الغالبون
«ما حتما پیروزیم» شعراء، آیۀ 44
بیت هفتم، السابقون السابقون
«سبقت گیرندگان، پیشگامان» واقعة، آیۀ 10
بیت هشتم، انا لنحن الصافون
«ما همگی (برای اطاعت فرمان خداوند) به صف ایستاده ایم» صافات، آیۀ 165
بیت نهم، تم الفقر فهو الله: هرگاه فقر به کمال رسید به خدا منتهی می شود.
لا یفقهون
«قدرت درک ندارند» توبة، آیۀ 87
بیت دهم، مایسطرون (ن والقلم و ما یسطرون)
«آن چه می ‏نویسند» قلم، آیۀ 1
بیت یازدهم، سوف یبصر: خواهید دید / یبصرون: ببینند / مداهن: چرب زبان / یدهنون: «نرمی نمایند»قلم، آیۀ 9
بیت دوازدهم، لا ریب فیه
«در آن هیچ شکی نیست» بقرة، آیۀ 2
ریب المنون
«انتظار مرگ» طور، آیۀ 30
بیت سیزدهم، هم نایمون
«در خواب هستند» اعراف، آیۀ 97
پوزش از پریشان درج کردن!
بمنه و کرمه
چهارشنبه - 8 مهر 1394، الأربعاء - 16 ذوالحجه 1436

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی خراسانی در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۸ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۰ نوشته:

ناشناس
بله، الله اعلم بالصواب!
حقیر متاسفانه کمی تلخ زبان هستم، البته در گنجور پیش نیامده مرتکب آن شوم، زیبنده است ادب و احترام را پیشه کنیم.
مشعوف، موید باشید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس ناشناس در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۸ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۸ نوشته:

جناب خراسانی
حقیر مرتکب هیچ گونه اسایه ادب یا بی احترامی نشده است.
گمان می برم کسی که از کودکی خدارا میدیده و بر زیروزبر عالم علم داشته است استغفروالله
از پیامبران نیز بالاتر بوده است ور نه مصداق همان است که گفته آمد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مسعود سعیدی در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۸ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۷ نوشته:

جنابان ، ناشناس و ناباور
خواهش میکنم سخت نگیرید
غلو در ادبیات فارسی کولاک میکند
اجازه دهید هرکس با عقاید خود اگر چه نادرست خوش باشد
شما نیز برعقاید خود پابیند
زنده و شاد باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس ناشناس در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۸ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۴ نوشته:

جناب سعیدی

گفتگو از اغراق شاعرانه نیست ، سخن از برخی بد آموزیهاست ، واقع گریزی ، خرافه گستری و..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مسعود سعیدی در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۸ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۲ نوشته:

جناب ناشناس ناشناس
راست میگویید
گمان میکردم همه ی خرافات از غلو ها ناشی میشود
ولی گویا تعصب و خشک اندیشی هم ید طولایی دارد
باز هم همت والای شما که ایستاده اید
این حقیر کم جراًت ترم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جلال الدین در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۲ نوشته:

سلام
با تشکر از ارجاعات جناب خراسانی به قران .
تفسیر این غزل شگفت انگیز به همراه آیات اشاره شده را در برنامه ی 611 گنج حضور ببینید، اگر از تلفن همراه استفاده می کنید کافیست روی نام بنده کلیک نموده و به صفحه ی مورد نظر هدایت شوید، در غیر اینصورت از گوگل کمک بگیرید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Amirrezasorkhi در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۰ نوشته:

همیشه گنجور حقیر رادر یافتن سهل
شرح و معانی
یاری توانا بوده و دلم به گنجور گرم است .
از گردانندگان این چرخ معرفت،هماره وامدار وسپاسگزارم.
امیررضاسرخی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
خامش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۳ نوشته:

ناشناس ناشناس محترم، احتمالا نظر شما به شمس تبریزی در مورد «روان پریشی» ایشان در بعد چهارگانه عالم محسوسات، با روشنگری این چند بیت مولانا از بعد عالم مثال، لطف ضمیر ناخودآگاه شما به شمس می باشد:
بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی فغان برخاست از جان‌های مجنونان روحانی
میان نعره‌ها بشناخت آواز مرا آن شه که صافی گشته بود آوازم از انفاس حیوانی
اشارت کرد شاهانه که جست از بند دیوانه اگر دیوانه‌ام شاها تو دیوان را سلیمانی
به پیش شاه شد پیری که بربندش به زنجیری کز این دیوانه در دیوان بس آشوب است و ویرانی
شه من گفت کاین مجنون به جز زنجیر زلف من دگر زنجیر نپذیرد تو خوی او نمی‌دانی
هزاران بند بردرد به سوی دست ما پرد الیناراجعون گردد که او بازی است سلطانی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۸ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۰ نوشته:

خامش
آن بنده خدا تنها نقل قول کرده است از افلاکی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
خامش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۶ نوشته:

دوست عزیز 8، خواندن مناقب العارقین افلاکی را توصیه میکنم. بسیار زیباست هم در منقیه نویسی هم از نظر ادبیات فارسی.
در ادامه معنی دیوانه در عرفان که عکس روان پریشی است ( بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل را در مقام عشق بینی پیر را برنا شدن) شاید این چند بیت از حضرت مولانا مفهوم این اصل عرفانی را روشنتر کند:
یار دعوی می کند، گر عاشقی دیوانه شو
سرد باشد عاقلی، در حلقه دیوانگان
گر درآید عاقلی، گو کار دارم راه نیست
ور درآید عاشقی، دستش بگیر و درکشان
عیب بینی از چه خیزد؟ خیزد از عقل ملول
تشنه هرگز عیب داند دید، در آب روان؟
عقل منکر هیچ گونه، از نشان‌ها نگذرد
بی نشان رو بی‌نشان تا زخم ناید بر نشان
یوسفی شو، گر تو را خامی بنخاسی برد
گلشنی شو، گر تو را خاری نداند، گو مدان
عیسیی شو، گر تو را خانه نباشد، گو مباش
دیده‌ای شو، گرت روپوشی نماند، گو ممان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۸ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ نوشته:

گرامی نادیده خامش،
" من نادیده را باور نمی توانم و شنیده را تا نیازمایم"
این میدانم که دیوانه در زبان فارسی" ناهمتا ی"
فرزانه است و ان کس را بدان می خوانند که از واقعیت بریده باشد و پناه به مجاز برده،
و مانای " مناقیه " را در دهخدا دامهایی که استخوان
پر مغز دارند یافتم نکند مقامه بوده است؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
خامش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۵ نوشته:

8 گرامی، سپاسگزارم، درستش منقبه است، اشتباه چاپ بود. منقبه نامه از ادبیات عرفانی است و شاید بتوان بهتر گفت از ادبیات طریقتی. معنی کلمه ستودن است، و مناقب نامه ها معمولا در ستودن صفات و کرامات پایه گزارن طریقتهاست. نوشته افلاکی - مرید طریقت مولویه - هم بعد از فوت حضرت مولانا یکی از زیباترین آنهاست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۸ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۸ نوشته:

خامش گرامی،
سپاس برای روشنگری، در این روزگار دشوار به خویش
بپردازید و تندرست و شادکام بوید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Mayastoroon در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۱۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۱ نوشته:

۱۲ مهرماه ۱۳۲۷ مصادف
۴ اکتبر ۱۹۴۸ میلادی
۳۰ ذی القعده ۱۳۶۷ قمری
 
خوانش غزل ۱۹۴۸ در YouTube 
پیوند به وبگاه بیرونی

خوانش غزل ۱۹۴۸ در Instagram 
پیوند به وبگاه بیرونی

با عرض سلام و احترام،
هر انسانی یه داستانی داره. شرمنده اگر این متن را عامیانه می‌نویسم. در داستان من، این غزل شمارهٔ ۱۹۴۸ نقش بسیار اثاثی داشته‌است. اما امروز در این سحرگاه چون دلم برای رفتگان تنگ شده‌ مایل هستم و شاید احتیاج دارم که قسمتی کوتاه از یک نامه‌ای را در این حاشیه‌های پاک گنجور، بنویسم. 

که برای چند دقیقه به شهر تبریز درونم تشریف بیاورید و دور هم بنشینیم و از شنیدن اشعار الهی غزل ۱۹۴۸ مولانا روح خود را شاد کنیم.
 
رفتگان و ...بستگان و ... مومنان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.