نازنینی را رها کن با شهان نازنین
ناز گازر برنتابد آفتاب راستین
سایه خویشی فنا شو در شعاع آفتاب
چند بینی سایه خود نور او را هم ببین
درفکندهای خویش غلطی بیخبر همچون ستور
آدمی شو در ریاحین غلط و اندر یاسمین
از خیال خویش ترسد هر کی در ظلمت بود
زان که در ظلمت نماید نقشهای سهمگین
از ستاره روز باشد ایمنی کاروان
زانک با خورشید آمد هم قران و هم قرین
مرغ شب چون روز بیند گوید این ظلمت ز چیست
زانک او گشتهست با شب آشنا و همنشین
شاد آن مرغی که مهر شب در او محکم نگشت
سوی تبریز آید او اندر هوای شمس دین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و همچنین به روشناییای که حقیقت و آگاهی به زندگی میآورد، اشاره میکند. او از شنونده میخواهد که به دل و جان خود توجه کند و از ظلمات و خیالات بیمورد رها شود تا بتواند نور حقیقت را ببیند. همچنین، او به اهمیت آشنایی با حقیقت و دوری از خوابزدگی و غفلت میپردازد؛ در غیر این صورت، انسان در تاریکی و غفلت گرفتار میماند. در نهایت، شاعر به امید و شادمانی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که کسانی که به نور حقیقت نزدیک شوند، به آرامش و امنیت دست خواهند یافت.
هوش مصنوعی: نازنینانی را که از ناز و زیبایی در کنار پادشاهان (شهان) زندگی میکنند، رها کن؛ زیرا ناز و دلربایی این افراد نمیتواند در برابر نور حقیقی و آفتاب راستین تاب بیاورد.
هوش مصنوعی: برای بهرهبرداری بهتر از نور حقیقت و wisdom (حکمت)، از سایه خود که نشان از فنا و زوال است فاصله بگیر و در روشنایی آفتاب، به جستجوی نور الاهی بپرداز. در چنین حالتی، نهتنها سایه خود را نمیبینی بلکه نور او را نیز درک خواهی کرد.
هوش مصنوعی: تو در غفلت از خود و غرق در اشتباه هستی، مانند حیوانی که در دشتها و گلزارها سرگردان است. به خودت بیا و مانند یک انسان در میان گلها و یاسهای خوشبو آزاده و شاداب زندگی کن.
هوش مصنوعی: هرکسی که در تاریکی و جهل قرار دارد، از خیال و تصور خود میترسد؛ زیرا در این تاریکی، تصاویری وحشتناک و ترسناک به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: کاروان در روز از روشنایی ستارهها (که به خورشید وابسته است) ایمن و محفوظ است، زیرا خورشید همواره همراه و همنسل با ستارههاست و نور او امنیت و هدایت را برای کاروان فراهم میآورد.
هوش مصنوعی: پرندهٔ شب وقتی روز را میبیند، از خود میپرسد چرا این تاریکی وجود دارد، زیرا او به تاریکی عادت کرده و با آن آشناست.
هوش مصنوعی: آن مرغ خوشحال که عشق شب (ظلمت و جدایی) در دلش ریشهدار نشده، به سمت تبریز میآید، زیرا او در جستجوی شور و نوری مانند شمسالدین (شمس تبریزی) است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
[...]
ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
نامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین
کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براه
چند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین
سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدی
[...]
حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
داد مظلومان بده ای عز میر مؤمنین
شیر نر تنها بود هرجا و خوکان جفتجفت
ما همه جفتیم و فردست ایزد دادآفرین
حاسدم بر من همی پیشی کند، این زو خطاست
[...]
گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین
بوستان را کرد پر پیرایه های حور عین
بر بهشت بوستان مگزین بهشت آسمان
کان بهشت بر گمانست این بهشت بر یقین
ابر گوئی کرده غارت تخت بزازان هند
[...]
آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین
آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا
آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین
چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.