گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نتانی آمدن این راه با من

کجا دارد هریسه پای روغن

ولی همراهی و با تو بسازم

که چشم من به روی توست روشن

چو از راهت ببردم شرط نبود

میان راه ترک دوست کردن

بغل‌هایت بگیرم همچو پیران

چو طفلانت نهم گاهی به گردن

چو آدم توبه کن از خوشه چینی

چو کشتی بذر آن توست خرمن

دهان بربند گوش فهم بسته‌ست

مگو چیزی که می ناید به گفتن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۰ نوشته:

جلال دین عرفان نوینی با خود آورد و راه جدیدی را گشود که پیمودن آن بر همه کس آسان نیست ولی توانائی جلال دین در این است که همگان را به این راه به کشاند
زیرا مهم یافتن راز است هر چند که عقل و فهم از آن عاجز ا‌ند ولی هوش دیگری نزد انسان هست که با راز‌ها ارتباط بر قرار می‌‌کند مانند کاشتن یک دانه که خود راز آمیز است ولی می‌‌تواند به درختی عظیم و یا خرمنی پر برکت بدل گردد
جلال دین همه کوشش خود را بکار گرفت که رهروان این راه را در نیمه رها نکند و تمام گره‌ها و گوشه‌ها را بگشاید و نشان دهد و اینگونه فرهنگی‌ نوین و جلالی پدید آورد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.