گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین

نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین

مطرب روح من تویی کشتی نوح من تویی

فتح و فتوح من تویی یار قدیم و اولین

ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من

دل به تو داد جان من با غم توست همنشین

تلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکر

این غم عشق را دگر بیش به چشم غم مبین

چون غم عشق ز اندرون یک نفسی رود برون

خانه چو گور می شود خانگیان همه حزین

سرمه ماست گرد تو راحت ماست درد تو

کیست حریف و مرد تو ای شه مردآفرین

تا که تو را شناختم همچو نمک گداختم

شکم و شک فنا شود چون برسد بر یقین

من شبم از سیه دلی تو مه خوب و مفضلی

ظلمت شب عدم شود در رخ ماه راه بین

عشق ز توست همچو جان عقل ز توست لوح خوان

کان و مکان قراضه جو بحر ز توست دانه چین

مست تو بوالفضول شد وز دو جهان ملول شد

عشق تو را رسول شد او است نکال هر زمین

در تبریز شمس دین دارد مطلعی دگر

نیست ز مشرق او مبین نیست به مغرب او دفین

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۳ نوشته:

مست تو بوالفضول شد..
عشق تو را رسول شد..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هیوا در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۰ نوشته:

این شعر در کنسرت کپنهاگ حسین علیزاده به آواز افسانه رثایی چه زیبا و دلنشین خوانده شده است.
ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد ترکمان در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۰ نوشته:

این غزل را عده ای میگویند مولانا گفته ودر بعضی نخسه ها هست.عده ای هم میگویند خیرو نیست!!

ای مطرب خوش قاقا.تو قی قی و من قــوقـــو

تو دَق دَق و من حَق حَق.تو هی هی و من هــوهــــو

ای شاخ درخت گل ای ناطق امر"قل"

تو کبک صفت بوبو من فاخته سان کـوکــو

چون مست شوم جانا در هجر سخن گویم

من کانَ وَلَو کانَ "یامَن هُوَ الآ هــو"=آنکه بود اگر بود.اشارت به اسم اعظم خداوند دارد.هــو:فقط او

چون روح صفت می دم چون روح صفت می دآن

با چشم صفت می بین با نطق صفت می گو

صامت مشو از گفتن ناطق مشو از دیدن

والله یَحاسبکُم اِن تبدوا اَو تخفوا=آنچه که ازخود آشکار کنید وآنچه نهان کنید خداوند باشما بحساب میآورد (284بقره)

تا زمزمه وحدت ازذات بر آوردست

چه این دم و چه آن دم چه این سو چه آن سو

تفسیر چند بیت اول این غزل را از زبان یک خواننده بشنویم.یابه گفتهء بزرگواری بچه موزیکسیین گرامی!!ایشان گفته:سالهاست سابقه خوانندگی دارم فکر میکنم معنی این غزل را از خیلی ها بهتربدانم.قاقا کنایه از چهچه زدنهای من است.قی قی کنایه از آن دارد آنچه از دهان من خارج میشود در مقابل کلامی که به ذکرحق مشغول است درست نباشد.دَق دَق صدای تمبک است و هی هی هم عادت من به هی هی گفتن لابلای آهنگهاست!بوبو صدای کبک است که بو میکشد به دنبال غیرِحق.تا اینجا نظر خواننده بود..واما معانی قو و قل درتعدادی آیات قرآن ودر ابتدای چند سوره قُل هست.قو قوا تقوا پیشه کنید اشارت به آیه(یا ایها الذین آمنو قوا انفسکم..)وآیاتی دیگراز قرآن است..

یه آهنگ مازنی زیبا گوش کنید تا بدانیم خواننده چه گفته! دادا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.