گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من

شکر خدا را که خرم برد صداع از سر من

گاو اگر نیز رود تا برود غم نخورم

نیست ز گاو و شکمش بوی خوش عنبر من

گاو و خری گر برود باد ابد در دو جهان

دلبر من دلبر من دلبر من دلبر من

حلقه به گوش است خرم گوش خر و حلقه زر

حیف نگر حیف نگر وازر من وازر من

سر کشد و ره نرود ناز کند جو نخورد

جز تل سرگین نبود خدمت او بر در من

گاو بر این چرخ بر این گاو دگر زیر زمین

زین دو اگر من بجهم بخت بود چنبر من

رفتم بازار خران این سو و آن سو نگران

از خر و از بنده خر سیر شد این منظر من

گفت کسی چون خر تو مرد خری هست بخر

گفتم خاموش که خر بود به ره لنگر من

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امیر در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۱ نوشته:

خر کنایه از مال دنیاست و اینکه مولانا می گوید کوخر من و بعد خود پاسخ میدهد پار به مرد آن خر من نشان از جهل عارف است.

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۲ نوشته:

گمان نکنم هیچ کجا از تهیدستی و مستمندی مولانا خوانده باشم . شاید از خر نگاهش به تن و خواهش هایش باشد .

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۴ نوشته:

گاو هم به مناسبت چرخان بودن گیتی بر شاخ گاو منظور گیتی باشد

 

شهلا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۰ نوشته:

با سلام، اگر برنامه گنج حضور وتفسیر جناب شهبازی راببینید متوجه می شرید منظور ازخرو گاو دراین شعر منیت ذهنی ماست که مجموعه ای از اسم ورسم وتحصیلات وداراییها ومتعلقات ماست که درواقع ما نیستیم. من ذهنی موجودیست که باباورها ومشخصات مذکور خود هم هویت شده واینها اورا مجبور میسازند که برای حفظ آنهامرتباً دچار خشم رنجش کینه حسادت... ، شود که همه اینها باروح خدایی ولایتتاهی و ازلی وابدی ما منافات دارد. دراینجا حضرت خوشحال هستند که موجباتی فراهم آمده که ازاین من ذهنی خود خلاص شوند

 

شهلا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۲ نوشته:

منظور از خرو گاو طبق تفسیر جناب شهبازی درگنج حضور، من ذهنی است

 

شهلا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۷ نوشته:

گنج حضور را ببینید تا این ابیات فاخر راجهل عارف ندانید، بلکه به جهل خود پی ببرید

 

... در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۱۷ نوشته:

شهلای بزرگوار
صرف نظر از مفهوم خر و گاو، من فکر می کنم منظور امیر عزیز از جهل عارف، صنعت ادبی تجاهل العارف باشه که تو فارسی نادان نمایی هم گفته میشه. البته به نظرم این بیت این صنعت رو نداره. چون معمولا وقتی از تجاهل العارف استفاده میشه فقط یه پرسش مطرح میشه که جوابش واضحه و مخاطب میدونه و خود شاعر هم یا پاسخ پرسش رو در متن ذکر نمیکنه یا با جوابایی مثل «نمی دانم» و... خودش رو به نادانی می زنه. ولی اینجا شاعر پرسشی مطرح کرده که جوابش برای مخاطب روشن نیست و خودش در ادامه میاد بهش جواب میده.
به هر حال خواستم بگم کسی قصد توهین نداشت.

 

بهزاد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۵ نوشته:

با غرض ادب و کمال احترام بیت 6 را به این صورت خواندم:
گاو بر این چرخ برین گاو دگر زیر زمین
زین دو اگر من بجهم بخت بود چنبر من

 

همایون در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۴۸ نوشته:

خر و اسب و گاو اشاره به بخش مادی و جسمانی‌ انسان است در برابر بخش روحانی و معنوی یا مینوی
در شاهنامه فردوسی پهلوان همواره با اسب خود همراه و برای کار‌های خود به آن نیازمند است که همانا بخشی از نیرومندی و توانمندی اوست که همراه دیگر ویژگی‌‌ها مانند میهن دوستی‌ و شادکامی و فره ایزدی و پشتیبانی سیمرغی او را در هفت خوان زندگی‌ به پیش می‌‌راند و تنها از اژدها به مثابه بخش منفی انسان یاد می‌‌شود
در ماهنامه یا مثنوی جلال دین این بخش جسمانی‌ بسیار گسترده تر مورد بررسی قرار می‌‌گیرد از گاو و خر و روباه و گرگ و گاه از پرندگان مانند کلاغ و بلبل و مرغابی و خروس بصورت ویژگی‌‌های منفی و از شتر و پیل و باز و لک لک و هد هد و دیگران بصورت مثبت و برتر بهره می‌‌برد و با هر کدام ویژگی‌ خاصی‌ را بیان می‌‌دارد
برخی با تفسیر‌های خود ساخته به دنبال یک فرمول ساده میگردند تا همه رازورزی‌های پر ارزش و یگانه جلال دین را یک کاسه کنند و آنرا همیشه با همان فرمول به شنونده ارائه کنند و هم کار خود را و هم کار بقیه را ساده نمایند و به این صورت طرفداران زیادی هم به هم می‌‌زنند و بازار گرمی‌ هم پیدا می‌‌کنند و عرفان ویژه خود را با نام خود اختراع و معروف می‌‌سازند
ظرایف و لطائف و ریزه کاری‌ها و شیرین کاری عشق را شنیدن و خو گرفتن با آن است که اندک اندک مستی کردن را به ما می‌‌آموزد هر چند هر گونه تلاشی در این راه به هر حال خالی‌ از فایده نیست
خر گاه ‌گم می‌‌شود و آدم احساس خوبی‌ دارد و گاه همین خر حلقه‌ای از طلا با خود درد که انسان به خاطر آن‌ طلا خر خود را نگاه میدارد
گاه هم انسانی‌ که خر خود را از دست داده باز به بازار می‌‌رود و پول می‌‌دهد و خر دیگری می‌‌خرد
پس کار به سادگی‌ نیست که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
چرا چون بزرگی‌ انسان حد و مرزی ندارد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.