گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۴۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم

دلم چو آتش چون در دمی شود زنده

چو دل مباش مسافر مقیم باش مقیم

بیامد آتش و بر راه عاشقان بنشست

که ای مسافر این ره یتیم باش یتیم

ندا رسید به آتش که بر همه عشاق

چو شعله‌های خلیلی نعیم باش نعیم

گلیم از آب چو خواهی که تا برون آری

به زیر پای عزیزان گلیم باش گلیم

چو بایدت که تو را بحر دایه وار بود

مثال دانه در رو یتیم باش یتیم

درست و راست شد ای دل که در هوا دل را

درست راست نیاید دو نیم باش دو نیم

الف مباش ز ابجد که سرکشی دارد

مباش بی دو سر تو چو جیم باش چو جیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.