گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم

ور نه ما عشوه و ناموس کسی نستانیم

یوسفانند که درمان دل پردردند

که ز مستی بندانند که ما درمانیم

ور بدانند حق و قیمت خود درشکنند

چونک درمان سر خود گیرد ما درمانیم

ما خرابیم و خرابات ز ما شوریده‌ست

گنج عیشیم اگر چند در این ویرانیم

کدخدامان به خرابات همان ساقی و بس

کدخدا اوست و خدا اوست همو را دانیم

مست را با غم و اندیشه و تدبیر چه کار

که سزای سر صدریم و یا دربانیم

هر کی از صدر خبر دارد او دربان است

ما ز جان بی‌خبریم و بر آن جانانیم

من نخواهم که سخن گویم الا ساقی

می دمد در دل ما زانک چو نای انبانیم

خوش بود سیمتنی کو بنداند که کییم

بار ما می کشد و ماش همی‌رنجانیم

یار ما داند کو کیست ولی برشکند

خویش کاسد کند و گوید ما ارزانیم

سر فرود آرد چون شاخ تر از لطف و کرم

ما چو برگ از حذر فرقت او لرزانیم

یک زمانم بهل ای جان که خموشانه خوش است

ما سخن گوی خموشیم که چون میزانیم

بس کن ار چند بیان طرق از ارکان است

ما به ارکان به چه مشغول شویم ار کانیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سارا در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۲ نوشته:

معنیشم میشه بگین

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.