گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم

زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم

از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم

من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم

جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست

سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم

از باغ جمال تو یک بند گیاهم من

وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم

بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است

بر بوی گل وصلت خاری است که می خارم

چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد

ای خورده و ای برده اسرار تو اسرارم

خورشید بود مه را بر چرخ حریف ای جان

دانم که بنگذاری در مجلس اغیارم

رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت

گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم

دیدم همه عالم را نقش در گرمابه

ای برده تو دستارم هم سوی تو دست آرم

هر جنس سوی جنسش زنجیر همی‌درد

من جنس کیم کاین جا در دام گرفتارم

گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی

دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم

در زیر قبا جانا شمعی پنهان داری

خواهی که زنی آتش در خرمن و انبارم

ای گلشن و گلزارم وی صحت بیمارم

ای یوسف دیدارم وی رونق بازارم

تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان

در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم

در شادی روی تو گر قصه غم گویم

گر غم بخورد خونم والله که سزاوارم

بر ضرب دف حکمت این خلق همی‌رقصند

بی‌پرده تو رقصد یک پرده نپندارم

آواز دفت پنهان وین رقص جهان پیدا

پنهان بود این خارش هر جای که می خارم

خامش کنم از غیرت زیرا ز نبات تو

ابر شکرافشانم جز قند نمی‌بارم

در آبم و در خاکم در آتش و در بادم

این چار بگرد من اما نه از این چارم

گه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگی

از نقش تو است ای جان اقرارم و انکارم

تبریز دل و جانم با شمس حق است این جا

هر چند به تن اکنون تصدیع نمی‌آرم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » صورتگر » دلبر عیار

محسن چاوشی » صید جگر خسته » صید جگر خسته اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهادر در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۰ نوشته:

جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست
سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم
لا اله الا الله

 

همایون در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۰ نوشته:

غزل لحظه و ساعت
اینجا جلال دین کاملا بی‌خودی خود را آشکار میکند و به جان خود و شمس که یکی‌ شده است سوگند می‌‌خورد
او یک انسان منفرد نیست بلکه مانند ماه و خورشید که در گردش اند در گردش دائم بدور شمس افتاده است همانطور که شمس هم بطور ئا پیدا و غیر جسمانی‌ بدور دل‌ او در گردش است
ما می‌‌دانیم که همه اجسام در هستی‌ نیز بدور هم می‌‌گردد اینگونه است که او هست گردیده و بقیه را چون نقش گرمابه مجازی می‌‌داند زیرا در چنین گردشی نیستند
در دو بیت نخست چهار حالت کار و بار و نوش و کوش، آدم را بطور تصادفی و خوشایندی بیاد چهار ویژگی‌ ذرات بنیادی مثل الکترون که بدور پروتون می‌‌گردد می‌‌اندازد، گشتاور (کار تو)، سرالش (بار تو ) نهادش (با قند تو) و چرخش (از پند تو)
هر چند که خود را بیرون از هر گونه چهاری که اساس هستی‌ است می‌‌دند از سرگشتگی خو بسیار خشنود و شاد است و همه چیز خود را از این گردش می‌‌داند
مانند رخسنده‌ای که با ضربه‌های دف و پرده‌های ساز هماهنگ است هستی‌ او با هستی‌ شمس هماهنگ و در هم تنیده شده است
و مانند گردیدن که دائمی است او نیز هر لحظه و ساعت این وابستگی و هماهنگی را حس میکند
این تجربه برای انسان براستی یگانه و کمیاب است و شاید پدیدهٔ‌ای نایاب در هستی‌ انسان‌ها باشد
از گفته‌های او و نکته‌های بدیع او درستی این ادعا نیز برای همگان بخصوص دوست داران او آشکار است

 

هیچ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۳ نوشته:

درود دوستان کسی این بیت رو تفسیر میکنه؟بر ضرب و دف حکمت این خلق همی رقصند

 

حسین،۱ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۴۵ نوشته:

هیچ گرامی
بر ضرب دف حُکمت این خلق همی‌رقصند
بی‌پرده تو رقصد یک پرده نپندارم
گویا می گوید : تو بزن تا من برقصم
هرچه تو حکم کنی و فرمان دهی خلق مطیع اند
غیر از حُکم تو فرمان دیگری متصور نیست
زنده باشی

 

برهان الدین تریان در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۴ نوشته:

درود دوستان عزیز.
آیا می شود مصرع جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست را به آیه وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی ربط داد؟

 

حسین در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۱ نوشته:

استاد محسن چاوشی عزیز این شعرو اجرا کردن و قطعه موسیقیش به تازگی لو رفت اسم آهنگ "صید جگر خسته" که از قطعات منتشر نشده آلبوم سیزده بوده

 

امیرحسین نفر در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۴ نوشته:

سالار عقیلی این شعر را در آلبوم تازه ی خود یعنی آلبوم صورتگر خوانده است در ترک شماره 4 با نام دلبر عیار که در بیپ تونز هم قابل خرید است ولی چون آلبوم تازه است در لیست البوم های سالار عقیلی هنوز قرار نگرفته است لطفا آن آهنگ را به این صفحه اضافه کنید

 

ممد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۴ نوشته:

محسن چاوشی
پیوند به وبگاه بیرونی

 

امیر در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۴ نوشته:

بیژن کامکار این غزل را در آلبومی نسبتا قدیمی به نام آوای باران با آهنگسازی تهمورس پورناظری خوانده است.

 

ali در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۴ نوشته:

چقدر زیبا خونده محسن جان چاوشی این اثر جاودانی رو .
ممنون از سایت گنجور و تشکر از صدایه چاوشی که هر لحظه نهیبی به ما میزند تا به این اشعار روی بیاوریم

 

صابر در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۶ نوشته:

در زیر قبا جانا شمعی به نهان داری. وزنش درست در میاد

 

شهاب در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۴ نوشته:

در شادی روی تو گر قصه غم گویم گر غم بخورد خونم ولله سزاوارم
دوستان این بیت دقیقا چه مفهومی داره؟ داره میگه حق ندارم در حضور شادی وجود تو از غم دم بزنم یا علاقه شرح غم و فراق رو میگه و اینکه خودش رو سزاوار هربلایی میدونه؟؟؟

 

نگار در ‫۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۱ نوشته:

آیا این شعر توصیف مرحله حیرت از هفت مرحله عرفان است؟

 

نگار در ‫۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۶ نوشته:

جناب شهاب، معنی این بیت اینطور برداشت می‌شود که شادی وجود و حضور الهی آنقدر زیاد هست که حتی اگر غم فراوانی هم داشته باشم گفتنش بی‌معنی است.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.