گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۲۲

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم

نه اخلاق سگان دارم نه بر مردار می گردم

مثال باغبانانم نهاده بیل بر گردن

برای خوشه خرما به گرد خار می گردم

نه آن خرما که چون خوردی شود بلغم کند صفرا

ولیکن پر برویاند که چون طیار می گردم

جهان مارست و زیر او یکی گنجی است بس پنهان

سر گنجستم و بر وی چو دم مار می گردم

ندارم غصه دانه اگر چه گرد این خانه

فرورفته به اندیشه چو بوتیمار می گردم

نخواهم خانه‌ای در ده نه گاو و گله فربه

ولیکن مست سالارم پی سالار می گردم

رفیق خضرم و هر دم قدوم خضر را جویان

قدم برجا و سرگردان که چون پرگار می گردم

نمی‌دانی که رنجورم که جالینوس می جویم

نمی‌بینی که مخمورم که بر خمار می گردم

نمی‌دانی که سیمرغم که گرد قاف می پرم

نمی‌دانی که بو بردم که بر گلزار می گردم

مرا زین مردمان مشمر خیالی دان که می گردد

خیال ار نیستم ای جان چه بر اسرار می گردم

چرا ساکن نمی‌گردم بر این و آن همی‌گویم

که عقلم برد و مستم کرد ناهموار می گردم

مرا گویی مرو شپشپ که حرمت را زیان دارد

ز حرمت عار می دارم از آن بر عار می گردم

بهانه کرده‌ام نان را ولیکن مست خبازم

نه بر دینار می گردم که بر دیدار می گردم

هر آن نقشی که پیش آید در او نقاش می بینم

برای عشق لیلی دان که مجنون وار می گردم

در این ایوان سربازان که سر هم در نمی‌گنجد

من سرگشته معذورم که بی‌دستار می گردم

نیم پروانه آتش که پر و بال خود سوزم

منم پروانه سلطان که بر انوار می گردم

چه لب را می گزی پنهان که خامش باش و کمتر گوی

نه فعل و مکر توست این هم که بر گفتار می گردم

بیا ای شمس تبریزی شفق وار ار چه بگریزی

شفق وار از پی شمست بر این اقطار می گردم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرشید۶۶ در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۹ نوشته:

فرورفته به اندیشه چو بوتیمار می گردم
بوتیمار طبق افسانه ها با وجود تشنگی آب نمی خورد چون نگران تمام شدن آبهای دریاست.

 

فاطمه در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۲ نوشته:

"نمی‌دانی که بو بردم که بر گلزار می گردم"، در این جا کلمه بوبردم باید به صورت یکجا و بدون فاصله نوشته شود، زیرا "بوبرد" به تنهایی یک اسم به معنی "بلبل" است (رجوع شود به لغت نامه های دهخدا و معین). در متن شعر بالا، فاصله بین "بو" و "بردم"، در خواننده این شبهه را ایجاد می کند، که "بو بردم" یک فعل از مصدر "بو بردن" است، و این نادرست است. متن شعر باید به صورت "نمی‌دانی که بوبردم که بر گلزار می گردم" تصحیح گردد، که معنی آن به صورت زیر است: " نمیدانی که بلبل هستم که بر گلزار میگردم"

 

بابک در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۹ نوشته:

(منوچهر جمالی) « چپ رفتن » هم ، همان کج کوله رفتن است . در کردی معنای اصلی « چه پ » باقیمانده است .« چه پ » ، دارای معانی 1- کج وکوله 2- کف زدن 3- پول قمار 4- دسته گل و گیاه و 5- دور افتاده ... است . این خدا ، دسته گل و گیاه ، مجموعه همه جانها در یک خوشه است . « بغ = باغ = باغه» نیز همین معنی را دارد . و « چه پی » ، رقص گروهیست . دل که ریم من ( مینوی ریم، یا نی است . خرّم یا سیمرغ را سغدیها ، ریم ژدا میخواندند- آثارالباقیه ) باشد ، جایگاه این خداست، که در سوی چپ قرار دارد . و مرکز اندیشیدن را در اصل ، در کله و مغز نمیدانسته اند ، بلکه در دل ( سیمرغ= هما ) و در جگر ( بهمن) میدانسته اند . کسیکه از بُن وجودش میاندیشد ، چپ رو است . اینست که گوهر این خدا ، کج روی و پیچ زنی و چپ روی است ، نه رفتن در راه راست . گوهر این خدا ، با کجی ( کژپشت ، کچه ، پیچه ... ) کار داشته است . پیله ابریشم ،« کژ= قز=کج ) خوانده میشود ، چون پیله ابریشم ، همان « بهرامه یا سیمرغ » است، که خدای مهر است . پیله ،دور کرم ابریشم که بهرام باشد ، پیچیده است، و پیله ، همان مشیمه و یاوره و اتون یا بلک است . زهدان آسمان و کل آفرینش، که هلال ماه است ، کج است . جستجوی بینش نیز، در کجروی است . نیایشگاههای این خدا ، درایران ، هم « در ِمـهر » که همان « دیـر مـهر » باشد ، و هم « دیـرکجـین » خوانده میشده است . رد پای« دیرکجین » دربهمن نامه( ایرانشاه بن ابی الخیر) ، باقیمانده است . کج روی در غزلیات مولوی با مهره فرزین در شطرنج ، کار دارد . این « فرزین » یا « برزین » ، یکی ازچهره های این صنم است، که در فرصتی دیگر به بررسی آن پرداخته خواهد شد . کج و مژ رفتن ، ویژگی ، سرشار و لبریز بودن از خدا و یا از بینش حقیقت است . اینست که دیده میشود که « مست ، که خدا را نوشیده است ، که اشه یا شیره حقیقت را نوشیده است» ، کج رو است .

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.