گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ندا رسید به عاشق ز عالم رازش

که عشق هست براق خدای می‌تازش

تبارک الله در خاکیان چه باد افتاد

چو آب لطف بجوشید ز آتش نازش

گرفت شکل کبوتر ز ماه تا ماهی

ز عشق آنک درآید به چنگل بازش

گرفت چهره عشاق رنگ و سکه زر

ز عشق زرگر ما و ز لذت گازش

در آن هوا که هوا و هوس از او خیزد

چه دید مرغ دل از ما ز چیست پروازش

گهی که مرغ دل ما بماند از پرواز

که بست شهپر او را کی برد انگازش

مگو که غیرت هر لحظه دست می‌خاید

که شرم دار ز یار و ز عشق طنازش

ز غیرتش گله کردم به خنده گفت مرا

که هر چه بند کند او تو را براندازش

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکوه در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۸ نوشته:

براق نام مرکب حضرت رسول (ص)است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شکوه در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۹ نوشته:

خونده ام که ریشه براق از بارق است به معنی باره و مرکب

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شکوه در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۵ نوشته:

تازیدن علاوهبر دویدن و به تاخت رفتن و هجوم بردن معنی زادن هم میدهد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.