گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کو مطرب عشق چست دانا

کز عشق زند نه از تقاضا

مردم به امید و این ندیدم

در گور شدم بدین تمنا

ای یار عزیز اگر تو دیدی

طوبی لک یا حبیب طوبی

ور پنهانست او خضروار

تنها به کناره‌های دریا

ای باد سلام ما بدو بر

کاندر دل ما از اوست غوغا

دانم که سلام‌های سوزان

آرد به حبیب عاشقان را

عشقیست دوار چرخ نه از آب

عشقیست مسیر ماه نه از پا

در ذکر به گردش اندرآید

با آب دو دیده چرخ جان‌ها

ذکرست کمند وصل محبوب

خاموش که جوش کرد سودا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تنها نوشته:

ور پنهانست او خضروار
تنها به کناره‌های دریا

ای باد سلام ما بدو بر
کاندر دل ما از اوست غوغا

دانم که سلام‌های سوزان
آرد به حبیب عاشقان را

ذکرست کمند وصل محبوب
خاموش که جوش کرد سودا

اللهم عجل لولیک الفرج و الظهور

👆☹

گنجور رومیزی