گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

تا چند تو پس روی به پیش آ

در کفر مرو به سوی کیش آ

در نیش تو نوش بین به نیش آ

آخر تو به اصل اصل خویش آ

هر چند به صورت از زمینی

پس رشته گوهر یقینی

بر مخزن نور حق امینی

آخر تو به اصل اصل خویش آ

خود را چو به بیخودی ببستی

می‌دانک تو از خودی برستی

وز بند هزار دام جستی

آخر تو به اصل اصل خویش آ

از پشت خلیفه‌ای بزادی

چشمی به جهان دون گشادی

آوه که بدین قدر تو شادی

آخر تو به اصل اصل خویش آ

هر چند طلسم این جهانی

در باطن خویشتن تو کانی

بگشای دو دیده نهانی

آخر تو به اصل اصل خویش آ

چون زاده پرتو جلالی

وز طالع سعد نیک فالی

از هر عدمی تو چند نالی

آخر تو به اصل اصل خویش آ

لعلی به میان سنگ خارا

تا چند غلط دهی تو ما را

در چشم تو ظاهرست یارا

آخر تو به اصل اصل خویش آ

چون از بر یار سرکش آیی

سرمست و لطیف و دلکش آیی

با چشم خوش و پرآتش آیی

آخر تو به اصل اصل خویش آ

در پیش تو داشت جام باقی

شمس تبریز شاه و ساقی

سبحان الله زهی رواقی

آخر تو به اصل اصل خویش آ

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فضل الله شهیدی در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۴۰ نوشته:

آخر تو به اصل اصل خویش آ
در این غزل تو صیه ای مهم با شور وحال خاصی تکرار شده است که" به اصل اصل خویش آ" و اهل معرفت اینرا آموزه ای مهم وحساس میدانند چه خلاف از خود بیگانگی ودوری از خداست بزبان ساده تر اهل معرفت توصیه میکنند که" خودت باش" یا بخود باش یا هستی خودرا فراموش نکن واین ظاهرا خلاف گفته حافظ مینماید که:" خودرا مبین که رستی" اما اینطور نیست . منظور حافظ اینست که خود کاذب را مبین وکنار بگذار ومنظور از"اصل خویش را دیدن" دیدن خودحقیقی است، بدون تاثیرات دیگران وآلودگیهای اجتماعی ونتیجه هردو کار یکی است.
پس باید درنظرداشته باشیم که خود معنی دوگانه دارد گاهی میگوئیم خودرا مبین یعنی خود کاذب را مبین و گاه توصیه میشود که خودرا ببین و بجای آوریعنی خود حقیقی را ببین وهردو تو صیه درست است .متاسفانه دوگانگی حالات و صفات انسان کمتر مورد توجه است و گاه سوء تفاهم ایجاد میشود ومثلا تفاوت ترس مذموم وترس ممدوح یا محبت صحیح و محبت نا صحیح و عقل متعالی وعقل روزمره وغیره و... مورد توجه نیست یاکمتر مطرح است
این غزل برای آنکه قافیه اش جور باشد باید هر دو مصراعها یش متصل به هم حساب شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حامد در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۵ نوشته:

لازم نیست مصراع هامتصل حساب شود. مربع نام قالب شعر است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.