گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

برخیز و صبوح را برانگیز

جان بخش زمانه را و مستیز

آمیخته باش با حریفان

با آب شراب را میامیز

یاد تو شراب و یاد ما آب

ما چون سرخر تو همچو پالیز

ای غم اجلت در این قنینه‌ست

گر مردنت آرزوست مگریز

مرگ نفس است در تجلی

مرگ جعلست در عبربیز

مجلس چمنیست و گل شکفته

ای ساقی همچو سرو برخیز

این جام مشعشع آنگهی شرم

ساقی چو تویی خطاست پرهیز

ما را چو رخ خوشت برافروز

غم را چو عدوی خود درآویز

هشتیم غزل که نوبت توست

مردانه درآ و چست و سرتیز

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۶ نوشته:

یا مولانا جلال الدین
ما را چو رخ خوشت برافروز...چقدر آرادگی در این شعر هست و چقدر امید... و چه پندی: برخیز و صبوح را برانگیز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۳ نوشته:

مرگ جعلست در عنبربیز: به غلط اینجا عبربیز نوشته شده.
دهخدا هم نوشته است: عنبر بیز مخفف عنبربیزنده . آنچه عنبر بیفشاند.
-عنبربیز کردن ; عنبر بیختن . عنبر افشاندن:
کابر آزار و باد نوروزی
درفشان می کنند و عنبربیز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.