گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

انجیرفروش را چه بهتر

انجیرفروشی ای برادر

ماییم معاشران دولت

هین بر کف ما نهید ساغر

ای ساقی ماه روی زیبا

ای جمله مراد تو میسر

از روی تو تاب یافت خورشید

وز بال تو برپرید جعفر

ماییم بلای دی چشیده

چون باغ ز زخم دی مزعفر

بشنو ز بهار نو سقاهم

در جام کن آن شراب احمر

لوح دل را ز غم فروشوی

ای شاه مطهر مطهر

ای تو همه را ولی نعمت

بر ما ز همه کسان فزونتر

در سایه‌ات ای درخت طوبی

ما راست سعادت مکرر

بر عشق و جمال دوست وقفیم

وز جمله کارها محرر

بر هر که گزید خدمت تو

شد منصب سلطنت مقرر

آن کس که بود مرید خورشید

چون نبود همچو مه منور

مخمور شدند قوم و تشنه

درده می و زین حدیث بگذر

جان را بده از مزوره خویش

تا نبود صحتش مزور

یک قوم همی‌رسند مهمان

امروز مقدم و مأخر

ما گاو و شتر کنیم قربان

از بهر قدوم هر برادر

چه گاو که می‌سزد به قربان

از بهر مبشر آن مبشر

تو نیز شتردلی رها کن

اشترواری فرست شکر

شکر گفتم قدح نگفتم

در نقل بود نبیذ مضمر

ور این نکنی خموش گردم

دانی چه کنم خموشی اندر

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

.. در ‫۱ سال قبل، چهار شنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۶ نوشته:

بر عشق و جمال دوست وقفیم..

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.