گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

خبر کن ای ستاره یار ما را

که دریابد دل خون خوار ما را

خبر کن آن طبیب عاشقان را

که تا شربت دهد بیمار ما را

بگو شکرفروش شکرین را

که تا رونق دهد بازار ما را

اگر در سر بگردانی دل خود

نه دشمن بشنود اسرار ما را

پس اندر عشق دشمن کام گردم

که دشمن می‌نپرسد کار ما را

اگر چه دشمن ما جان ندارد

بسوزان جان دشمن دار ما را

اگر گل بر سرستت تا نشویی

بیار و بشکفان گلزار ما را

بیا ای شمس تبریزی نیر

بدان رخ نور ده دیدار ما را

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۵۴ نوشته:

معنای کلمه «سرستت» چیست؟ در فرهنگ دهخدا کلمه سرس وجود دارد که معنای آن با در شعر جور در نمی‌آید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ادب دوست در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۵۵ نوشته:

سرستت ( سر استت ، سرتواست )
اگر گل بر سرتو است و مراد گل سرشوی است
گونه ای گل که با آن سر را می شستند موی را می شستند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۰ نوشته:

منظور از بیت ماقبل آخر تآکید بر عجله است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.