بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ
چون به هوش آمد بگفت ای کردگار
مجرمم بودم به خلق اومیدوار
گرچه خواجه بس سخاوت کرده بود
هیچ آن کفو عطای تو نبود
او کله بخشید و تو سر پر خرد
او قبا بخشید و تو بالا و قد
او زرم داد و تو دست زرشمار
او ستورم داد و تو عقل سوار
خواجه شمعم دادو تو چشم قریر
خواجه نقلم داد و تو طعمهپذیر
او وظیفه داد و تو عمر و حیات
وعدهاش زر وعدهٔ تو طیبات
او وثاقم داد و تو چرخ و زمین
در وثاقت او و صد چون او سمین
زر از آن تست زر او نافرید
نان از آن تست نان از تش رسید
آن سخا و رحم هم تو دادیش
کز سخاوت میفزودی شادیش
من مرورا قبلهٔ خود ساختم
قبلهساز اصل را انداختم
ما کجا بودیم کان دیان دین
عقل میکارید اندر آب و طین
چون همی کرد از عدم گردون پدید
وین بساط خاک را میگسترید
ز اختران میساخت او مصباحها
وز طبایع قفل با مفتاحها
ای بسا بنیادها پنهان و فاش
مضمر این سقف کرد و این فراش
آدم اصطرلاب اوصاف علوست
وصف آدم مظهر آیات اوست
هرچه در وی مینماید عکس اوست
همچو عکس ماه اندر آب جوست
بر صطرلابش نقوش عنکبوت
بهر اوصاف ازل دارد ثبوت
تا ز چرخ غیب وز خورشید روح
عنکبوتش درس گوید از شروح
عنکبوت و این صطرلاب رشاد
بیمنجم در کف عام اوفتاد
انبیا را داد حق تنجیم این
غیب را چشمی بباید غیببین
در چَه دنیا فتادند این قرون
عکس خود را دید هر یک چَه درون
از برون دان آنچ در چاهت نمود
ورنه آن شیری که در چَه شد فرود
برد خرگوشیش از ره کای فلان
در تگ چاهست آن شیر ژیان
در رو اندر چاه کین از وی بکش
چون ازو غالبتری سر بر کنش
آن مقلد سخرهٔ خرگوش شد
از خیال خویشتن پر جوش شد
او نگفت این نقش داد آب نیست
این به جز تقلیب آن قلاب نیست
تو هم از دشمن چو کینی میکشی
ای زبون شش غلط در هر ششی
آن عداوت اندرو عکس حقست
کز صفات قهر آنجا مشتقست
وآن گنه در وی ز جنس جرم تست
باید آن خو را ز طبع خویش شست
خلق زشتت اندرو رویت نمود
که ترا او صفحهٔ آیینه بود
چونک قبح خویش دیدی ای حسن
اندر آیینه بر آیینه مزن
میزند بر آب استارهٔ سنی
خاک تو بر عکس اختر میزنی
کین ستارهٔ نحس در آب آمدست
تا کند او سعد ما را زیردست
خاک استیلا بریزی بر سرش
چونک پنداری ز شبهه اخترش
عکس پنهان گشت و اندر غیب راند
تو گمان بردی که آن اختر نماند
آن ستارهٔ نحس هست اندر سما
هم بدان سو بایدش کردن دوا
بلک باید دل سوی بیسوی بست
نحس این سو عکس نحس بیسو است
داد داد حق شناس و بخششش
عکس آن دادست اندر پنج و شش
گر بود داد خسان افزون ز ریگ
تو بمیری وآن بماند مردریگ
عکس آخر چند پاید در نظر
اصل بینی پیشه کن ای کژنگر
حق چو بخشش کرد بر اهل نیاز
با عطا بخشیدشان عمر دراز
خالدین شد نعمت و منعم علیه
محیی الموتاست فاجتازوا الیه
داد حق با تو در آمیزد چو جان
آنچنان که آن تو باشی و تو آن
گر نماند اشتهای نان و آب
بدهدت بی این دو قوت مستطاب
فربهی گر رفت حق در لاغری
فربهی پنهانت بخشد آن سری
چون پری را قوت از بو میدهد
هر ملک را قوت جان او میدهد
جان چه باشد که تو سازی زو سند
حق به عشق خویش زندهت میکند
زو حیات عشق خواه و جان مخواه
تو ازو آن رزق خواه و نان مخواه
خلق را چون آب دان صاف و زلال
اندر آن تابان صفات ذوالجلال
علمشان و عدلشان و لطفشان
چون ستارهٔ چرخ در آب روان
پادشاهان مظهر شاهی حق
فاضلان مرآت آگاهی حق
قرنها بگذشت و این قرن نویست
ماه آن ماهست آب آن آب نیست
عدل آن عدلست و فضل آن فضل هم
لیک مستبدل شد آن قرن و امم
قرنها بر قرنها رفت ای همام
وین معانی بر قرار و بر دوام
آن مبدل شد درین جو چند بار
عکس ماه و عکس اختر بر قرار
پس بنااش نیست بر آب روان
بلک بر اقطار عرض آسمان
این صفتها چون نجوم معنویست
دانک بر چرخ معانی مستویست
خوبرویان آینهٔ خوبی او
عشق ایشان عکس مطلوبی او
هم به اصل خود رود این خد و خال
دایما در آب کی ماند خیال
جمله تصویرات عکس آب جوست
چون بمالی چشم خود خود جمله اوست
باز عقلش گفت بگذار این حول
خل دوشابست و دوشابست خل
خواجه را چون غیر گفتی از قصور
شرمدار ای احول از شاه غیور
خواجه را که در گذشتست از اثیر
جنس این موشان تاریکی مگیر
خواجهٔ جان بین مبین جسم گران
مغز بین او را مبینش استخوان
خواجه را از چشم ابلیس لعین
منگر و نسبت مکن او را به طین
همره خورشید را شبپر مخوان
آنک او مسجود شد ساجد مدان
عکسها را ماند این و عکس نیست
در مثال عکس حق بنمودنیست
آفتابی دید او جامد نماند
روغن گل روغن کنجد نماند
چون مبدل گشتهاند ابدال حق
نیستند از خلق بر گردان ورق
قبلهٔ وحدانیت دو چون بود
خاک مسجود ملایک چون شود
چون درین جو دیدعکس سیب مرد
دامنش را دید آن پر سیب کرد
آنچ در جو دید کی باشد خیال
چونک شد از دیدنش پر صد جوال
تن مبین و آن مکن کان بکم و صم
کذبوا بالحق لما جائهم
ما رمیت اذ رمیت احمد بدست
دیدن او دیدن خالق شدست
خدمت او خدمت حق کردنست
روز دیدن دیدن این روزنست
خاصه این روزن درخشان از خودست
نی ودیعهٔ آفتاب و فرقدست
هم از آن خورشید زد بر روزنی
لیک از راه و سوی معهود نی
در میان شمس و این روزن رهی
هست روزنها نشد زو آگهی
تا اگر ابری بر آید چرخپوش
اندرین روزن بود نورش به جوش
غیر راه این هوا و شش جهت
در میان روزن و خور مالفت
مدحت و تسبیح او تسبیح حق
میوه میروید ز عین این طبق
سیب روید زین سبد خوش لخت لخت
عیب نبود گر نهی نامش درخت
این سبد را تو درخت سیب خوان
که میان هر دو راه آمد نهان
آنچ روید از درخت بارور
زین سبد روید همان نوع از ثمر
پس سبد را تو درخت بخت بین
زیر سایهٔ این سبد خوش مینشین
نان چو اطلاق آورد ای مهربان
نان چرا میگوییش محموده خوان
خاک ره چون چشم روشن کرد و جان
خاک او را سرمه بین و سرمه دان
چون ز روی این زمین تابد شروق
من چرا بالا کنم رو در عیوق
شد فنا هستش مخوان ای چشمشوخ
در چنین جو خشک کی ماند کلوخ
پیش این خورشید کی تابد هلال
با چنان رستم چه باشد زور زال
طالبست و غالبست آن کردگار
تا ز هستیها بر آرد او دمار
دو مگو و دو مدان و دو مخوان
بنده را در خواجهٔ خود محو دان
خواجه هم در نور خواجهآفرین
فانیست و مرده و مات و دفین
چون جدا بینی ز حق این خواجه را
گم کنی هم متن و هم دیباجه را
چشم و دل را هین گذاره کن ز طین
این یکی قبلهست دو قبله مبین
چون دو دیدی ماندی از هر دو طرف
آتشی در خف فتاد و رفت خف



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به تأملات غریب نسبت به وفات محتسب و استغفار او از وابستگی به مخلوقات میپردازد. او به یاد نعمتهای خداوند و عدم کفایت عطای مخلوق میافتد و در پی درک حقیقت عالم و جایگاه خود برمیآید. غریب به این نتیجه میرسد که تمامی موهبتها از جانب حق است و مخلوقات در حقیقت عکسی از صفات خدا هستند. او به زشتیهای خویش که بر روی جمال خدا پرده انداخته پی میبرد و از آن عبرت میگیرد. این شعر در نهایت بر وحدت وجود و ضرورت توجه به حق تأکید دارد و نشان میدهد که شناخت حقیقت از طریق درک صفات الهی ممکن است.
هوش مصنوعی: وقتی به خود آمد، گفت: ای پروردگار، من در برابر مخلوق مجرم بودم و به آنها امید داشتم.
هوش مصنوعی: با اینکه خواجه (شخص بخشنده) بسیار بخشش کرده بود، اما هیچکدام از آن عطاها و نعمتهای او ارزش برابری با بخشش و عطای تو (خدا) را نداشت.
هوش مصنوعی: او (خواجه) تمام سر و صورتش را برای تو بخشید، در حالی که تو روح و اندیشهاش را به او عطا کردی؛ او (خواجه) از تن خود لباس زیبا و گرانبهایی را بخشید و تو به او قامت و زیبایی بخشیدی.
هوش مصنوعی: او نیکیها و نعمتهای زیادی به تو داده و تو با دست خود نعمتهای او را شمارش میکنی، همچنین او در وجود تو عقل و فهم قرار داده، و تو با آن عقل بر مرکبهای زندگیات سوار میشوی.
هوش مصنوعی: خواجه (پروردگار) به من نور داد و تو ای عاقل و زیرک، دیدی روشن را دریافتی. او به من زندگی و تمامی وسایل زندگی را عطا کرد، و تو به راحتی و آسانی به آنها بهرهوری میکنی.
هوش مصنوعی: خداوند به تو وظیفهای داد و تو را از نعمت عمر و حیات بهرهمند کرد. وعده او پربار و ارزشمند است، اما وعده تو تنها چیزهای خوشمزه و زودگذر را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: خدا به انسان آزادی و قدرت داد، اما انسان باید بداند که همه چیز به دست خداوند است و اعتمادش نباید فقط به دنیا و مخلوقات محدود باشد؛ زیرا اگر به خدا اعتماد کند، دنیا و زمین نیز در قدرت او خواهد بود.
هوش مصنوعی: تمام ثروت و زینتها از آن توست و هیچکس دیگری نمیتواند آنها را بیافریند. همچنین نانی که در زندگی به دست میآوریم نیز از جانب توست و ما تنها به وسیله تلاش خود به آن میرسیم.
هوش مصنوعی: سخاوت و رحم، از توست و تو به من اینان را عطا کردی، که به واسطه سخاوت تو، شادی من هم روزافزون میشود.
هوش مصنوعی: من به روش خود، قبلهای برای خود درست کردم و نقطهٔ اصلی قبلهساز را که باید به آن توجه میشد، کنار گذاشتم.
هوش مصنوعی: ما در گذشته کجا بودیم که دینداران و عالمان دین، اصول عقل را در محیطی مادی و دنیوی (یعنی در آب و گل) میکاشتند و پرورش میدادند؟
هوش مصنوعی: چون خداوند از عدم، آسمان و زمین را به وجود آورد و این دنیا را پدید آورد.
هوش مصنوعی: او از ستارهها چراغهایی میساخت و با طبیعتها قفلها را با کلیدها باز میکرد.
هوش مصنوعی: بسیاری از بنیانها و زیرساختهای هستی به صورت پنهان وجود دارند و خود را نشان نمیدهند؛ همانطور که این سقف (جهان) و این بستر (فراش) بر روی آن بنیادها قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: آدم همچون اصطرلاب (دستگاهی برای سنجش و شناخت اجسام) به ویژگیهای علو (عظمت و بلندی) اشاره دارد. همچنین، آدم به عنوان مظهر آیات الهی، نشانگر تجلی نشانههای خداوندی است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در وجود آدم دیده میشود، تصویری از وجود حق است، مانند تصویر ماه که در آب جو دیده میشود.
هوش مصنوعی: نقوش عنکبوت بر صطرلاب (ابزاری برای اندازهگیری) او ثابت و واضح است و این نقوش نشان دهندهٔ اوصاف مجرد و ابدی خداوند هستند.
هوش مصنوعی: از آسمان غیب و از نور روحانی که بهسان خورشید است، عنکبوت او (که نمادی از روح یا خُلقیات اوست) از معانی و درسهایی میآموزد که در توصیفها آمده است.
هوش مصنوعی: عنکبوت و ساز و کار پیچیدهاش بدون کمک منجم و علم غیب، در دست عموم مردم افتاده است.
هوش مصنوعی: خداوند به پیامبران قابلیت تفسیر این امور غیبی را داده است، برای درک چنین حقایقی نیاز به چشمی است که توانایی دیدن غیب را داشته باشد.
هوش مصنوعی: این دورانها در چاه دنیا افتادهاند و هر کدام از آنها درون این چاه، تصویر خود را مشاهده کردهاند. به معنای دیگر، انسانها در این دنیا در دامهای مختلف گرفتار آمدهاند و هر یک در این حالت به تأمل در سرنوشت و واقعیت خود میپردازند.
هوش مصنوعی: بیرون را ببین که در چاه تو چه بر تو گذشت، وگرنه آن شیری که در چاه افتاده است، غافل از آنچه به او رخ داده، باقی میماند.
هوش مصنوعی: خرگوش به تظاهری بیخبر از خطر شیر که در چاه کمین کرده است، به سمت آن شخصی که او را "فلان" خطاب کرده، میرود و مانند کسی که در چاه گرفتار شده، بیاحتیاطی نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر تو در چاه به این فرد (محتسب) حمله کنی و او را بکشی، چون بر او تسلط پیدا کردهای، باید از او بالاتر بیایی و خودت را نشان دهی.
هوش مصنوعی: مقلد، به خاطر تصویر ذهنی و خیالی که از خودش دارد، رفتاری شبیه به خرگوش پیدا کرده و تحت تأثیر آن خیال به هیجان آمده است.
هوش مصنوعی: او نگفت که این تصویر و نقش، واقعی و خدایی است؛ بلکه اشاره کرد که این فقط یک ترفند و فریبی است که به وسیلهٔ آن، قلابی برای فریب دادن دیگران ساخته شده است.
هوش مصنوعی: اگر تو هم از دشمن کینه به دل داری، مانند کسی هستی که در هر شش حسش به اشتباه میافتد و به غفلت دچار میشود.
هوش مصنوعی: عداوتی که در او وجود دارد، نمایانگر صفات قهری است که از خداوند ناشی میشود. به عبارت دیگر، این خصومت نشانهای از قهر و غضب الهی است.
هوش مصنوعی: آن گناهی که در وجود او وجود دارد، از نوع خطای خود اوست و باید آن عادت را از ذات و طبیعت خود پاک کند.
هوش مصنوعی: زشتهایی که در درونت وجود دارد، در اینجا بر روی تو آشکار شده است، زیرا او (آیینه) تنها منعکسکنندهی واقعیات درون توست.
هوش مصنوعی: وقتی که زشتیهای خود را در آیینه دیدی، ای زیبایی، به آیینه نزن، یعنی به خودت نگاه نکن و در مورد زیباییها و زشتیها قضاوت نکن.
هوش مصنوعی: خاک تو بر روی آب ستارهای خوشبو و خوب است، اما برعکس آن، این خاک با نور اخترهای بددرخشنده میافتد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ستارهی شوم (نحس) در آب ظاهر شده و این نشان میدهد که او قرار است سعادت ما را در زیر کنترل خود بگیرد. به عبارتی، وجود این ستارهی نحس باعث خواهد شد که سرنوشت ما به سمت نامساعدی پیش رود.
هوش مصنوعی: خاک تسلیم و خضوع بر سر او بپاش، چون فکر میکنی که به خاطر شبههای (یا ستارهای) به او اعتنا کردهای.
هوش مصنوعی: عکس به معنای تصویر یا نشانهاست و در اینجا به حالت پنهان و غیبت اشاره دارد. بنابراین، تصویری که پنهان شده و در عالم غیب رفته، تو را به اشتباه انداخته است و گمان کردهای که آن ستاره (اختر) دیگر وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ستارهٔ بدشگون در آسمان وجود دارد و برای درمان آن، باید به سمت همان ستاره توجه کرد و اقدام کرد.
هوش مصنوعی: باید دل را به سوی خداوندی که در غیر او هیچ چیز نیکو نیست، متوجه کرد، زیرا نحسی که در یک سو وجود دارد، در سمت دیگر به شکل عکسش درستی و نیکی وجود دارد.
هوش مصنوعی: داد و بخشش خداوند حقشناس است و این بخشش، مانند یادآوری و اثر آن، در مقام پاداش و کیفر در عالم دیگر به شکل محاسبه اعمال و ویژگیهای انسانی ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: اگر داد و بخشش کسانی که حقشناس نیستند، بیشتر از تعداد دانههای شن باشد، تو از این دنیا میروی و تنها گنجایش آن بندگان ناقص را در خاطر خود باقی میگذاری.
هوش مصنوعی: برای چند لحظه به عقب برگرد و حقیقت را در نظر بیاور. ای کسی که به درستی نمینگری، کوشش کن تا با دیدی درست به مسائل نگاه کنی.
هوش مصنوعی: خداوند وقتی که به نیازمندان بخشش میکند، زندگی طولانی و عمر فراوان به آنها عطا میکند.
هوش مصنوعی: نعمتها جاودانه و ماندگار شدند و کسی که این نعمتها را داده، زندهکنندهی مردگان است، بنابراین آنها (نعمتدیدگان) به سوی او حرکت کنند.
هوش مصنوعی: حق به تو عطا میشود و در تو توأم با جانت میآمیزد، به گونهای که تو به او تعلق پیدا میکنی و او نیز به تو.
هوش مصنوعی: اگر نیاز به نان و آب نباشد، خداوند به تو قوتی عظیم میدهد که حتی بدون این دو لازم برای زندگی، میتوانی زندگی کنی.
هوش مصنوعی: حتی اگر بدنت لاغر شود و نعمتهای ظاهری را از دست بدهی، خداوند به تو برکت و سعادت پنهانی میبخشد که از آن بیخبری.
هوش مصنوعی: هر موجودی از وجود و تواناییاش به واسطهٔ وجود دیگری قوت میگیرد؛ مانند اینکه پری منبع قوتش از بو است و هر ملک (فرشته) نیز به واسطهٔ جان و زندگیاش از نیروی خداوند بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: جان چه ارزشی دارد که تو برای آن سند و مدرک درست کنی، در حالی که عشق او (الله) تو را زنده نگه میدارد؟
هوش مصنوعی: از عشق او زندگی بخواه و جان خود را نخواسته بگذار. تو از او روزی و رزق طلب کن و نان نخواه.
هوش مصنوعی: مخلوقات را مانند آب زلال و صاف بدانی که ویژگیهای خداوند (ذوالجلال) در آن روشن و تابناک است.
هوش مصنوعی: در این بیت، مولانا به صفتهای علم، عدالت و لطف خداوند اشاره میکند و میگوید این ویژگیها همچون ستارههایی در آسمان هستند که در آب روان میدرخشند، یعنی خلوص و زیبایی آنها در دنیا و در دل مردم آشکار است.
پادشاهان مظهر شاهی حق /عارفان مرآت آگاهی حق.... پادشاه نگهبانان راستی و پاکی خدا و عرفان نشاندهنده علم و آگاهی خدا هستند
هوش مصنوعی: بسیاری از سالها سپری شده و این زمان (یعنی زمان حال) جدید است؛ هرچند که در ظاهر این زمان به ماه و آب گذشته شباهت دارد، اما ماه و آب همچنان آنها نیستند و تفاوت دارند.
هوش مصنوعی: عدل و فضل واقعی همان هستند، ولی زمان و نسلها تغییر یافتهاند و این موارد دیگر مانند گذشته نیستند.
هوش مصنوعی: ای همام، قرنها بر روی قرنها گذشته است، اما این معانی همچنان ثابت و پایدار ماندهاند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، جوّ و فضای موجود چند بار تغییر میکند و در این تغییرات، مانند اینکه تصویر ماه و ستارهها در آب منعکس میشود، تصویرهای مختلفی نمایان میشود.
هوش مصنوعی: بیتوجهی و ثبات بر ناپایدار بودن چیزها (مانند آب روان) نیست، بلکه باید بر گستره و وسعت آسمان (که نماد پایداری است) تکیه کرد.
هوش مصنوعی: این ویژگیها مانند ستارههای معنوی هستند که بر دور چرخ معانی قرار دارند.
هوش مصنوعی: خوشچهرگان، آینهای از خوبی خداوند هستند و عشق آنها نشان میدهد که خداوند اصلِ زیبایی و کمال است.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که زیبایی طبیعی و اصلی هر موجودی، مانند خد و خال، به طور دائم به سمت اصل و ریشه خود بازمیگردد و در صورتی که دایم در آب و در انعکاس آن نباشد، دیگر نمیتواند در خیال و تصورات باقی بماند. به این معنا که اوصاف و زیبایی واقعی هر چیز، به مرور زمان از بین میرود و فقط آنچه ذات و حقیقت اوست، باقی میماند.
هوش مصنوعی: تصویری که از آب در ذهن ما ایجاد میشود، تنها تصویر ذهنی است و اگر چشم خود را به آن بمالیم، در واقع همان تصویر ذهنی را میبینیم.
هوش مصنوعی: عقل او به او میگوید که این تصور و خیال که به آن ادامه میدهد مانند دمی است که در آن شیرینی و خوشی وجود دارد، ولی در واقع اینجا هیچ چیز واقعی و شیرینی نیست.
هوش مصنوعی: اگر به خواجه (محتسب) نسبت به نقصها و خطاهایش اشاره کردی، باید از خودت شرمکن تا خشم شاه (خدا) را به جان نخری.
هوش مصنوعی: خواجهای که از دنیا رفته، به واسطهٔ روح و معنای خود از بندهای ظاهری و مادی (موشها و تاریکی) آزاد شده است. او دیگر تحت تأثیر امور دنیوی نیست و از محدودیتهای جسمانی رهایی یافته است.
هوش مصنوعی: خواجه، که انسان آگاه و پیری است، را فقط به چشم جسمی و ظاهریاش ننگر و به جزئیات فیزیکی همچون استخوان و ویژگیهای ظاهری او دقت نکن؛ بلکه به عمق وجود او، یعنی خرد و روح او، توجه کن.
هوش مصنوعی: به ابلیس لعین نگاه نکن و خواجه را به او نسبت نده؛ او را تنها باید از چشمی خوب و پاک دید و نه از دیدگاه شیطانی.
هوش مصنوعی: خورشید را شبپر (کسی که در شب میخوابد و نمیتواند ببیند) نخوان، زیرا او که در مرتبهٔ بالای وجود است، سجده کرده و در مقام بندگی قرار دارد، پس او را با چنین تعبیراتی نپست.
هوش مصنوعی: عکسها نمیتوانند به تنهایی حقیقت را نشان دهند و تنها در مقایسه با حقیقتی که خداوند به تصویر کشیده، میتوان فهمید که آنچه به عنوان عکس میبینیم، واقعیت ندارد.
هوش مصنوعی: او خورشیدی را میبیند که جاودانه نمیماند، مانند روغن گل و روغن کنجد که متوقف نمیشوند و مدام در حال تغییر و حرکت هستند.
هوش مصنوعی: چون به مقام والای حقطلبی رسیدهاند، دیگر به انسانها وابسته نیستند و از دنیای مادی فاصله گرفتهاند.
هوش مصنوعی: قبلهٔ وحدانیت، یعنی جایگاهی که به یکتایی خداوند اشاره دارد، چگونه میتواند دو باشد و خاکی که فرشتگان در آن سجده میکنند، چگونه ممکن است تبدیل به دو پاره شود؟
هوش مصنوعی: مردی در این جو (فضا) تصویری از سیب را دید و به خاطر آن دامنش را پر از سیب کرد.
هوش مصنوعی: آنچه در جو (آب) دید، آیا خیال است؟ چون از دیدن آن، دلش پر از بار سنگین غم و اندوه شده است.
هوش مصنوعی: تن خود را نشان نده و کاری نکن که تو را به آن نسبت دهند، زیرا آنها به حق دروغ گفتند وقتی که حق به سراغشان آمد.
هوش مصنوعی: هرگاه تو احمد را با چشم خود میبینی، در حقیقت به خالق او نیز نگاه کردهای؛ زیرا دیدن احمد، دیدن تجلیهای الهی است.
هوش مصنوعی: خدمت به او (احمد) در واقع خدمت به خداوند است و در روز قیامت، دیدن او یعنی دیدن حقیقت الهی است.
هوش مصنوعی: این روزن درخشان فقط از خودش نور میگیرد و نه اینکه تنها سپردهای از آفتاب یا ستارهای مثل قمری باشد.
هوش مصنوعی: خورشید از آن روزن به درون میتابد، اما نمیتوان به روشنی و آشنایی آن اطمینان داشت؛ زیرا این مسیر و راهی که در آن هستیم، عادی و معمولی نیست.
هوش مصنوعی: بین خورشید و این روزنه راهی وجود دارد که آن روزنهها از وجود این راه آگاهی ندارند.
هوش مصنوعی: اگر ابرهایی در آسمان ظاهر شوند، روشنی این روزن (درمیان شمس و راه) نمیمیرد و همچنان نورش در حال جوشیدن و به جوش آمده است.
هوش مصنوعی: غیر از این مسیر هوا و شش طرف دیگر، در دل روزن و در میان نور خورشید، هیچ چیز دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ستایش و ذکر خدا، همانند تسبیح او، باعث برکت و شکوفایی میشود و از این ظرف (طبق) میتوان میوههای خوب برداشت کرد.
هوش مصنوعی: سیب، از این سبد زیبا و خوشقواره میروید و معیبی ندارد اگر نامش را درخت بگذاری، چرا که زیبایی و کیفیت آن که میوهاش را تحت تاثیر قرار نمیدهد.
هوش مصنوعی: این سبد را میتوان به درخت سیب تشبیه کرد، چرا که در میان این دو (سبد و درخت) راهی وجود دارد که به نوعی به هم مرتبط هستند.
هوش مصنوعی: هرگونه محصولی که از درخت بارور به دست آید، از این سبد نیز به همین نوع و کیفیت خواهد بود.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که تو باید سبد را مثل درخت خوشبختی ببینی و زیر سایهٔ آن، احساس شادی و آرامش کنی.
هوش مصنوعی: وقتی نان به دست تو میرسد، ای مهربان، چرا باید آن را «محمود» بخوانی؟ این اشاره به این دارد که نباید نان را به عنوان یک نعمت ویژه و خاص بیدلیل نام ببریم، بلکه باید متوجه باشیم که او چقدر در زندگی ما اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: خاک مسیر چون به ما یادآوری میکند که انسان چقدر نورانی و باارزش است، روح او را همچون سرمهای میداند که در چشمانش قرار دارد و از این رو، آن خاک به مقام والای انسان پی میبرد.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از این زمین طلوع میکند، چرا باید سرم را به سمت آسمان بلند کنم؟
هوش مصنوعی: ای چشم من، در این وضعیت و شرایط خشک و بیحیات، به فنا و نابودی نیندیش. در اینجا، چیزی مانند خاک هم نمیتواند دوام بیاورد.
هوش مصنوعی: در برابر این خورشید، هلال (ماه) چه نوری خواهد داشت؟ با قدرت و نیروی رستم، فرزند زال، چه کار میتوان کرد؟
هوش مصنوعی: خدای بزرگ همیشه در جستجوی بندگان است و بر آنان تسلط دارد، تا به واسطهٔ قدرتش از هستیهای مختلف آنها را به نابودی و درماندگی بکشاند.
هوش مصنوعی: چندین بار نگویید، نشمرید و صدایتان را بلند نکنید که بنده را در حضور خداوندش در حالتی از فنا و محو شدن ببینید.
هوش مصنوعی: آقای بزرگ (خواجه) نیز در نور (خدا) که آفریدگار اوست، فنا و نابود شده و در حقیقت، بسیار کوچک و پنهان شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که جدا از حق، این شخص (خواجه) را ببینی، هم محتوای او و هم ظاهرش را گم میکنی.
هوش مصنوعی: چشم و دل خود را از تعلقات دنیوی دور کن، زیرا این یک راهنما و مقصد واقعی است. به دو مقصد مختلف توجه نکن و فقط به یک سمت یا یک حقیقت توجه داشته باش.
هوش مصنوعی: وقتی دو دیدگاه مختلف را نظاره کردی، در مییابی که از هر دو جهت، آتشی پنهان و خطرناک در دل تو وجود دارد که به آرامی در حال خاموش شدن است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.