گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مر علی را در مثالی شیر خواند

شیر مثل او نباشد گرچه راند

از مثال و مثل و فرق آن بران

جانب قصهٔ دقوقی ای جوان

آنک در فتوی امام خلق بود

گوی تقوی از فرشته می‌ربود

آنک اندر سیر مه را مات کرد

هم ز دین‌داری او دین رشک خورد

با چنین تقوی و اوراد و قیام

طالب خاصان حق بودی مدام

در سفر معظم مرادش آن بدی

که دمی بر بندهٔ خاصی زدی

این همی‌گفتی چو می‌رفتی براه

کن قرین خاصگانم ای اله

یا رب آنها را که بشناسد دلم

بنده و بسته‌میان و مجملم

و آنک نشناسم تو ای یزدان جان

بر من محجوبشان کن مهربان

حضرتش گفتی که ای صدر مهین

این چه عشقست و چه استسقاست این

مهر من داری چه می‌جویی دگر

چون خدا با تست چون جویی بشر

او بگفتی یا رب ای دانای راز

تو گشودی در دلم راه نیاز

درمیان بحر اگر بنشسته‌ام

طمع در آب سبو هم بسته‌ام

همچو داودم نود نعجه مراست

طمع در نعجهٔ حریفم هم بخاست

حرص اندر عشق تو فخرست و جاه

حرص اندر غیر تو ننگ و تباه

شهوت و حرص نران بیشی بود

و آن حیزان ننگ و بدکیشی بود

حرص مردان از ره پیشی بود

در مخنث حرص سوی پس رود

آن یکی حرص از کمال مردی است

و آن دگر حرص افتضاح و سردی است

آه سری هست اینجا بس نهان

که سوی خضری شود موسی روان

همچو مستسقی کز آبش سیر نیست

بر هر آنچ یافتی بالله مه‌ایست

بی نهایت حضرتست این بارگاه

صدر را بگذار صدر تست راه

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 257

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۳ نوشته:

فتوی را گروهی باور دارند از کارواژه فتودن درست کرده اند .اما یک لغت دیگر برای فتوی داریم و ان ویچیردن است .که ویچیر و یا ویزیر و وزیر از ان مانده است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حسن زارع در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۶ نوشته:

سلام
لطفا اصلاح شود
همچو داودم نود نعجه مراست*طمع در نعجهٔ حریفم هم بجاست(اشتباها بخاست درج شده)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهریار در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۵ نوشته:

از الهی قمشه ای شنیده ام :
همچو داوودم نود نعجه مراست
چونکه صد آمد نود هم پیش ماست
نمیدانم کدامش درست است ؟!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۳ سال قبل، پنج شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۰ نوشته:

فُتودن را دکتر محمود حسابی برابر to be circumspect آورده است یعنی باور داشته به معنای محتاط بودن است . من جایی ندیده ام ولی این مرد هوش شگفتاوری در ادبیات داشته است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کوشا در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۵ نوشته:

همان " طمع در نعجه حریفم هم بخاست " درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

دکتر صحافیان در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۱ نوشته:

همچو داودم نود نعجه مراست
طمع در نعجه حریفم هم بخاست 1954
تمثیل دیگر برای تمامیت خواه بودن عشق و شوق دقوقی برای ملاقات اولیا ،
داستان داود نبی است که در آیه 23 سوره ص آمده است که داود نود ونه زن داشت اما چشمش به زنی بی نهایت زیبا به نام اوریا می افتد و او را نیز به عقد خود در می‌آورد(در حالی که خواستگار دیگری دارد)خداوند دو فرشته را به سوی او می فرستند که یکی می گوید برادر من 99 گوسفند دارد و من یکی اما چشم طمع به یک میش من دارد.
داود نبی متوجه اشتباه خود می شود و استغفار می کند.(این داستان در تورات نیز آمده ولی به گونه ای دیگر)
این تمثیل برای آن به کار رفته که عشق صد در صد است و اولیا خواستار همه جانها هستند که در اتصال به جان حق است.
هفت شمع از دور دیدم ناگهان
اندر آن ساحل شتابیدم بدآن
شوق جستجو و عشق صد درصدی دقوقی را به ساحلی می‌آوردکه هفت شمع نورانی در آنجاست.عدد هفت کنایه از هفت ولی مخصوص خداوند و یا هفت اسم اصلی خداوند می باشد:زنده - اراده کننده -دانا-توانا-شنوا-بینا-سخنگو.
باز می دیدم که می شد هفت یک
می شکافد نور او جیب فلک
دوباره می دیدم که این هفت نور یکی می شد و پرتو نورش گریبان آسمان را چاک می داد.
جان هفت ولی یک جان است.
یا هفت اسم خداوند به یک ذات بر می گردد
کانال و وبلاگ آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.