گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آن یکی الله می‌گفتی شبی

تا که شیرین می‌شد از ذکرش لبی

گفت شیطان آخر ای بسیارگو

این همه الله را لبیک کو

می‌نیاید یک جواب از پیش تخت

چند الله می‌زنی با روی سخت

او شکسته‌دل شد و بنهاد سر

دید در خواب او خضر را در خضر

گفت هین از ذکر چون وا مانده‌ای

چون پشیمانی از آن کش خوانده‌ای

گفت لبیکم نمی‌آید جواب

زان همی‌ترسم که باشم رد باب

گفت آن الله تو لبیک ماست

و آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست

حیله‌ها و چاره‌جوییهای تو

جذب ما بود و گشاد این پای تو

ترس و عشق تو کمند لطف ماست

زیر هر یا رب تو لبیکهاست

جان جاهل زین دعا جز دور نیست

زانک یا رب گفتنش دستور نیست

بر دهان و بر دلش قفلست و بند

تا ننالد با خدا وقت گزند

داد مر فرعون را صد ملک و مال

تا بکرد او دعوی عز و جلال

در همه عمرش ندید او درد سر

تا ننالد سوی حق آن بدگهر

داد او را جمله ملک این جهان

حق ندادش درد و رنج و اندهان

درد آمد بهتر از ملک جهان

تا بخوانی مر خدا را در نهان

خواندن بی درد از افسردگیست

خواندن با درد از دل‌بردگیست

آن کشیدن زیر لب آواز را

یاد کردن مبدا و آغاز را

آن شده آواز صافی و حزین

ای خدا وی مستغاث و ای معین

نالهٔ سگ در رهش بی جذبه نیست

زانک هر راغب اسیر ره‌زنیست

چون سگ کهفی که از مردار رست

بر سر خوان شهنشاهان نشست

تا قیامت می‌خورد او پیش غار

آب رحمت عارفانه بی تغار

ای بسا سگ‌پوست کو را نام نیست

لیک اندر پرده بی آن جام نیست

جان بده از بهر این جام ای پسر

بی جهاد و صبر کی باشد ظفر

صبر کردن بهر این نبود حرج

صبر کن کالصبر مفتاح الفرج

زین کمین بی صبر و حزمی کس نرست

حزم را خود صبر آمد پا و دست

حزم کن از خورد کین زهرین گیاست

حزم کردن زور و نور انبیاست

کاه باشد کو به هر بادی جهد

کوه کی مر باد را وزنی نهد

هر طرف غولی همی‌خواند ترا

کای برادر راه خواهی هین بیا

ره نمایم همرهت باشم رفیق

من قلاووزم درین راه دقیق

نه قلاوزست و نه ره داند او

یوسفا کم رو سوی آن گرگ‌خو

حزم این باشد که نفریبد ترا

چرب و نوش و دامهای این سرا

که نه چربش دارد و نه نوش او

سحر خواند می‌دمد در گوش او

که بیا مهمان ما ای روشنی

خانه آن تست و تو آن منی

حزم آن باشد که گویی تخمه‌ام

یا سقیمم خستهٔ این دخمه‌ام

یا سرم دردست درد سر ببر

یا مرا خواندست آن خالو پسر

زانک یک نوشت دهد با نیشها

که بکارد در تو نوشش ریشها

زر اگر پنجاه اگر شصتت دهد

ماهیا او گوشت در شستت دهد

گر دهد خود کی دهد آن پر حیل

جوز پوسیدست گفتار دغل

ژغژغ آن عقل و مغزت را برد

صد هزاران عقل را یک نشمرد

یار تو خرجین تست و کیسه‌ات

گر تو رامینی مجو جز ویسه‌ات

ویسه و معشوق تو هم ذات تست

وین برونیها همه آفات تست

حزم آن باشد که چون دعوت کنند

تو نگویی مست و خواهان منند

دعوت ایشان صفیر مرغ دان

که کند صیاد در مکمن نهان

مرغ مرده پیش بنهاده که این

می‌کند این بانگ و آواز و حنین

مرغ پندارد که جنس اوست او

جمع آید بر دردشان پوست او

جز مگر مرغی که حزمش داد حق

تا نگردد گیج آن دانه و ملق

هست بی حزمی پشیمانی یقین

بشنو این افسانه را در شرح این

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تاوتک در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۸ نوشته:

بیت چهارم مصراع دوم خضر اول همان خضر نبیست اما خضر دوم با ضمهاول و فتحه دوم و سکون آخر به معنی سبزه زار است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۶ نوشته:

تخمه در اینجا پر شدن معده و هضم نشدن غذاست یعنی ناگواریدن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال قبل، سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۴ نوشته:

تخت در اینجا یعنی تختگاه و ان عرش خداوند است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شاهد در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۷ نوشته:

سلام .
در این بیت بردردشان سرهم هستش یه فاصله افتاده گفتم شاید نیاز به اصلاح باشه .
بردردشان به معنی اینکه همه انها را میدرد .
مرغ پندارد که جنس اوست او
جمع آید {بر دردشان} پوست او .
مرسی مرسی از سایت بسیار بسیار عالیتون ، به امید توفیق الهی .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر صحافیان در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۷ نوشته:

ادامه دریافتهای دفتر سوم مثنوی 6 حکایت اعتراض شیطان به بی دلی که الله الله می گفت
آن یکی الله می گفتی شبی
تا که شیرین می شد از ذکرش لبی189
خدا را می خواند ؛اما نه برای خواسته ای بلکه برای این که دهانش از نام دوست شیرین شود.
گفت شیطان آخر ای بسیار گو
این همه الله را لبیک کو
این همه الله گفتی(الله به تنهایی ذکر خاص سالکان است)از جانب خداوند جوابی نیامد.
او شکسته دل شد و بنهاد سر
دید در خواب او خضر را در خضر
او دل شکسته به خواب رفت و خضر را در سبزه زاری خواب دید.
گفت آن الله تو لبیک ماست
وآن نیاز و درد و سوزت پیک ماست195
خضر گفت:هر بار که الله را تکرار می کتی،در حقیقت جواب خداوند را دریافت می کنی.
ترس و شوق تو کمند لطف ماست
زیر هر یا رب تو لبیک هاست
امید به خدا و ترس آگاهانه (و شاید عاشقانه)از عظمت او ،وسیله هایی است که او تو را شکار می کند.
داد مر فرعون را صد ملک و مال
تا بکرد او دعوی عز و جلال 200
در همه عمرش ندید او دردسر
تا ننالد سوی حق آن بد گهر
خداوند فرعون را حتی دچار سردرد نمی کرد؛چون نمی خواست به پیشگاهش بیاید.
درد آمد بهتر از ملک جهان
تا بخوانی مر خدا را در نهان
"درد " در جهان بینی مولانا از پادشاهی فرعون بالاتر است.
این دیدگاه مولانا به درد توجه فیلسوفان معاصر غربی را( مانند "ویلیام بلیک" )به خود جلب کرده است و در کتاب "هر که را دردست او بردست بو" از مولوی پژوه برجسته؛ دکتر گرجی چند مقاله سودمند در مورد برتری درد آمده است.
کانال و وبلاگ آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر صحافیان در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۱ نوشته:

خواندن بی درد از افسردگی است
خواندن با درد از دل بردگی است
دعای با درد دعای عاشقانه است و عمق آن به ژرفای درد است
ناله سگ در رهش بی جذبه نیست
زآنکه هر راغب اسیر رهزنی است
حتی ناله سگی بدون جذبه خداوند نیست
چون سگ کهفی که از مردار رست
بر سر خوان شهنشاهان نشست
مانند سگ اصحاب کهف که بر سفره عارفان و واصلان که پادشاهان حقیقی هستند نشست.
نکته در نجاست سگ:
احادیث نجاست سگ امرور مورد تردید قرار گرفته است(مقالات آقای ترکاشوند) آنچه مسلم است این است که سگ در خانه نباشد.که بنده فکر می کنم آوردن حیوان به یک محیط انسانی و خارج کردن او از محیط دلخواه خودش نوعی حیوان آزاری هم هست
اما این افراط که سگ پلید هست و .... صحیح نیست.
جان بده از بهر این جام ای پسر
بی جهاد و صبر کی باشد ظفر؟
برای جام "درد" جان بده.
جام شراب "درد" برایت سروش های رحمانی می‌آوردو تو را به شادی و سرشاری های ژرف و بی پایان می رساند.
کانال و بلاگ آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.