گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آن یکی مرد دومو آمد شتاب

پیش یک آیینه دار مستطاب

گفت از ریشم سپیدی کن جدا

که عروس نو گزیدم ای فتی

ریش او ببرید و کل پیشش نهاد

گفت تو بگزین مرا کاری فتاد

این سؤال و آن جوابست آن گزین

که سر اینها ندارد درد دین

آن یکی زد سیلیی مر زید را

حمله کرد او هم برای کید را

گفت سیلی‌زن سؤالت می‌کنم

پس جوابم گوی وانگه می‌زنم

بر قفای تو زدم آمد طراق

یک سؤالی دارم اینجا در وفاق

این طراق از دست من بودست یا

از قفاگاه تو ای فخر کیا

گفت از درد این فراغت نیستم

که درین فکر و تفکر بیستم

تو که بی‌دردی همی اندیش این

نیست صاحب‌درد را این فکر هین

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن خادمی در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۱۳ نوشته:

معنی برخی اصطلاحات دشوار:
مستطاب: خوش و نیکو، پسندیده. عنوانی محترمانه در خطاب به شخصی.
کید: مکر و فریب و حیله. اما ظاهراً در اینجا به معنی " تلافی کردن/ انتقام جویی" است.
طَراق: (اسم صوت) ‹تراک، تراغ›، صدا و آوازی که از کوفتن و شکستن یا ترکیدن چیزی برمی‌آید.
وِفاق:همراهی ، همکاری، موافقت، سازگاری .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۵ نوشته:

با درود بر محسن خوشگزین درست می فرمایید بهره ها بردیم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۸ نوشته:

و نیز چنین است لغت و السماء و الطارق ........

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۸ نوشته:

کید به زبان گرشاسبنامه جادوگر و دانا هم می شود ، keed .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرشته در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۳ نوشته:

دومو : جوگندمی
آیینه دار : آرایشگر
وفاق : دوستی
در بیت ششم سیلی زن نهاد ، می به معنای من و مفعول است و «می بزن »یعنی مرا بزن.
در بیت نهم : «بیستم» به معنای توفق کردن یا تفکر روی مسیله است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد بهنامی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۶ نوشته:

بیت ششم، {سالت} اشتباه است، اصلاح شود به: سوالت.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اکبرپناهی راد در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۰ نوشته:

باسلام و سپاس از نطرات مفیدشمابزرگواران:
به نظرمیرسد که ،این دوبیت را اینطوری باید خواند
گفت سیلی‌زن، سُؤالَت می‌کنم
پس جوابم گوی، وانگه می‌زنم
بدین معنی که : شحصی که قراراست سیلی بزند،میگوید ازتومیپرسم پس بایدپاسخ گوباشید وگرنه سیلی را خواهم زد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
برگ بی برگی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۱ نوشته:

با سلام
جناب اکبر پناهی راد
خیر بنظر نمی رسد این معنا را برساند بلکه به وضوح میگوید آن سیلی زن یعنی کسی که سیلی بر زید زده است به او میگوید که پرسشی دارد و ابتدا پاسخ آن را بگو و سپس سیلی خورده را تلافی کن و بزن .وانگه می زنم به معنی سپس مرا بزن.
با سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امید وکیل در ‫۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۲ نوشته:

موضوع از این قرار است که مولانا بین افرادی که دغدغه‌های مهمتری دارند و افراد بی‌درد تفاوت قائل شده است،
در قسمت اول شعر، فردی که تازه عروسی کرده به آرایشگر می‌گوید که ریش‌های سفید من را جدا بکن(بتراش)، آرایشگر اما کل ریش‌های مشتری را می‌تراشد و می‌گوید که من کار مهمتری دارم!
در بخش دوم روایت طور دیگری است، فردی یک پس‌گردنی به کسی می‌زند، آن فرد می‌رود که انتقام بگیرد اما کسی که پس‌گردنی زده می‌گوید: اول ازت یک سوال دارم، این را پاسخ بده و بعد بزن، سوال این است که وقتی بهت پس گردنی زدم، صدایی آمد، آن صدا از گردن تو بود یا از دست من؟! در اینجا هم طرف پاسخ می‌دهد که این سوال را باید از بی‌درد‌ها بپرسی و دغدغه‌ی من چیز مهمتری است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امید وکیل در ‫۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۳ نوشته:

موضوع از این قرار است که مولانا بین افرادی که دغدغه‌های مهمتری دارند و افراد بی‌درد تفاوت قائل شده است،
در قسمت اول شعر، فردی که تازه عروسی کرده به آرایشگر می‌گوید که ریش‌های سفید من را جدا بکن(بتراش)، آرایشگر اما کل ریش‌های مشتری را می‌تراشد و می‌گوید که من کار مهمتری دارم.
در بخش دوم روایت طور دیگری است، فردی یک پس‌گردنی به کسی می‌زند، آن فرد می‌رود که انتقام بگیرد اما کسی که پس‌گردنی زده می‌گوید: اول ازت یک سوال دارم، این را پاسخ بده و بعد بزن، سوال این است که وقتی بهت پس گردنی زدم، صدایی آمد، آن صدا از گردن تو بود یا از دست من؟!
در اینجا هم طرف پاسخ می‌دهد که این سوال را باید از بی‌درد‌ها بپرسی و دغدغه‌ی من چیز مهمتری است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.