فروغ مشعله دودمان مرتضوی
که همچو مهر بر آفاق مدتی تابید
مه سپهر شرف میرزا شفیع که بود
چه طعنهها زد رخشندگیش بر خورشید
غروب کرد چنان تیره ساخت عالم را
که هیچکس نشناسد سیاه را ز سفید
چو مرغ روح وی از آشیان عالم قدس
بسوی سد ره از این آشیان تنگ پرید
نوشت خامه مشتاق بهر تاریخش
بسد ره جای محمد شفیع شد جاوید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره شخصیت و منزلت میرزا شفیع مرتضوی است که به عنوان یک فرد برجسته و اثرگذار در تاریخ شناخته میشود. شاعر به توصیف درخشش و تأثیر او بر جهان میپردازد و از غروب او به عنوان یک دوره تاریک یاد میکند. همچنین، به روح او که به عالم قدس پرواز کرده اشاره میکند و بیانگر این است که یاد و نام او با نوشتارهای مشتاقانه برای تاریخ جاوید باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: نور و روشنی که از خانواده مرتضوی میتابد، به گونهای است که مانند خورشید بر آسمان پرتو افشانی کرده و مدتی طولانی درخشیده است.
هوش مصنوعی: ماه آسمان که به زیبایی و شکوه میرزا شفیع میبالید، چه کنایههایی به درخشش او بر خورشید زده شد.
هوش مصنوعی: غروب به قدری تاریک شد که هیچ کس نتوانست سیاه را از سفید تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: مانند پرندهای که روحش از آشیانهاش در عالم قدس به سوی دروازهای جدید میپریده و از این آشیانهی تنگ رهایی مییابد.
هوش مصنوعی: قلم مشتاق بهخاطر ثبت تاریخ خود، راهی را آغاز کرد که باعث شد مقام محمد شفیع جاودانه شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغ! مدحت چون درو آبدار غزل
که چابکیش نیاید همی به لفظ پدید
اساس طبع ثنایست، بل قویتر ازان
ز آلت سخن آمد همی همه مانیذ
دو دیدهٔ من و از دیده اشکِ دیدهٔ من
میانِ دیده و مژگان ستارهوار پدید
به جَزع ماند یک بر دگر سپید و سیاه
به رشته کرده همه گرد جَزع مروارید
نگار من چو ز من صلح دید و جنگ ندید
حدیث جنگ به یک سو نهاد و صلح گزید
عتابها ز پس افکند و صلح پیش آورد
حدیث حاسد نشنید و زان من بشنید
چو من فراز کشیدم بخویشتن لب او
[...]
هزار خرمی اندر زمانه گشت پدید
هزار مژده ز سعد فلک به ملک رسید
که شاه شرق ملک ارسلان بن مسعود
عزیز خود را اندر هزار ناز بدید
سپهر قدری شاهی که وهم آدمیان
[...]
درین مقام طرب بی تعب نخواهی دید
که جای نیک و بدست و سرای پاک و پلید
مدار امید ز دهر دو رنگ یک رنگی
که خار جفت گلست و خمار جفت نبید
به عیش ناخوش او در زمانه تن در ده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.