گنجور

 
کسایی مروزی
 

دو دیدهٔ من و از دیده اشک دیدهٔ من

میان دیده و مژگان ستاره وار پدید

به جَزع ماند یک بر دگر سپید و سیاه

به رشته کرده همه گرد جَزع مروارید