فلک سرگشته از سودای عشقست
بدور این ساغر از صهبای عشق است
برون از نه فلک آنجا که جائی
از آن برتر نباشد جای عشق است
چه بحر بیکرانست اینکه نه چرخ
حبابی چند از دریای عشق است
برون از شهر بند عقل شهریست
که در هر کوچهاش غوغای عشق است
قبا گردد اگر نه اطلس چرخ
نه بر اندازه بالای عشق است
از آن خاکم بسر ریزد که گردون
غبار دامن صحرای عشق است
درین محفل لبالب جام مشتاق
بود زان می که در مینای عشق است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و جایگاه والای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که عقل و دنیا قادر به درک عمق و زیبایی عشق نیستند و عشق فراتر از هر چیزی است. اشاره میشود که عشق یک دریای بیکران است که در آن حبابهایی از احساسات و تجارب انسانی وجود دارد. همچنین، شاعر به فضایی اشاره میکند که عشق در آن طنینانداز است و آن را از عقاید و محدودیتهای عقل جدا میسازد. در نهایت، محفل عشق را به فضای پرشور و شوق تشبیه میکند که پر از جامهای پر از شراب عشق است.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر عشق در حال چرخش و پریشانی است و این لیوان پر از شراب، از عشق سرشار است.
هوش مصنوعی: در جایی که هیچ چیز بالاتر از آن وجود ندارد و فراتر از دنیای مادی است، آنجا مکان عشق است.
هوش مصنوعی: این جمله به عمق و بینهایت بودن عشق اشاره دارد و بیان میکند که عشق مانند دریایی وسیع و بیکران است، نه مانند حبابهایی که بر روی سطح آب ظاهر میشوند. عشق واقعی و عمیق فراتر از تجربیات سطحی و زودگذر است.
هوش مصنوعی: در خارج از محدودیتهای عقل، دنیایی وجود دارد که در آن هر گوشه و کناری پر از شور و هیجان عشق است.
هوش مصنوعی: اگر چه لباس عشق ممکن است از پارچهای نازک و لطیف نباشد، اما عشق آنقدر بزرگ و زیباست که به هر چیزی ارزش و مقام میبخشد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، من از خاکی هستم که نشانههای عشق و وابستگی را به خود جذب میکند و گرد و غبار این عشق در دامن زندگیام نشسته است.
هوش مصنوعی: در این محفل، جام پر از عشق و آرزو بود به خاطر آن میای که در کنار عشق وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه شور است اینکه در دریای عشق است
مگر منصور ناپروای عشق است
شهنشه گفت: «کاین سودای عشق است
درین سر شورش غوغای عشق است
فلک سرگشته از سودای عشق است
جهان پرفتنه از غوغای عشق است
بگفتش کاین دل و جان جای عشق است
وجودم عرصه غوغای عشق است
فلک نیلوفر دریای عشق است
زمین درد ته مینای عشق است
اگر روح است، اگر عقل است، اگر دل
شرار آتش سودای عشق است
اگر معموره کفرست، اگر دین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.