بنگاهی ز خودم بیخبر انداختهای
دل من خوش که بحالم نظر انداختهای
پرتو مهر توام نیست عجب کز خاکم
شام برداشتهای و سحر انداختهای
گشتهای یار رقیب آه که بهر قتلم
رنگ نوریخته طرح دگر انداختهای
بس جگرسوز بود داغ توزین آتش آه
که من سوخته را در جگر انداختهای
خواهی ای شمع که گرد تو چو پروانه پرم
آتشم بهر چه بر بال و پر انداختهای
گرم قتل منی و گشته فروتن برقیب
تیغ برداشتهای و سپر انداختهای
پرگهر ساختهای حقه یاقوت و زرشک
عقدها در دل درج گهر انداختهای
کرده خونها بدل غیر ز غیرت نظری
که بحال من خونین جگر انداختهای
توئی آن خانه برانداز که هرجا چون برق
کردهای جلوه بسی خانه برانداختهای
کی بمن ناو کی افکندهای از جور که تو
پی آن تیر نه تیر دگر انداختهای
ایکه دانی هوس از عشق به افسوس که تو
سنگ برداشتهای و گهر انداختهای
کرده مشتاق که در وادی عشقت نالان
کز فغان شور درین بوم و بر انداختهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از وضعیتی صحبت میکند که بیخبر از خود است و در عجب است که محبوبش چگونه به او توجه کرده است. او با اشاره به عشقش، به شعلههای آتشین دلش و رنجی که به خاطر این عشق متحمل شده، نیز اشاره میکند. بلای عشق و جدایی، او را به شدت آزار میدهد و احساس میکند که محبوبش با رفتار و نگاهی که دارد، او را به کام مرگ میکشاند. شاعر در این متن به تاسف و درد ناشی از عشق و حسرتهای متعاقب آن میپردازد و به زیبایی و جذابیت محبوبش هم اشاراتی دارد که او را به تحسین وادار میکند. در نهایت، شاعر به شدت احساس ناامیدی و اشتیاق را بیان میکند و از عواطف درونی خود در این وادی عشق مینالد.
هوش مصنوعی: به خود مشغول هستی و از حال من خبر نداری، اما من خوشحالم که به احوالم نگاهی انداختهای.
هوش مصنوعی: پرتو محبت تو در وجود من نیست، عجیب است که چگونه از خاک من شام را برداشتهای و سحر را در زندگیام ایجاد کردهای.
هوش مصنوعی: عزیزم، تو به رقیب من تبدیل شدهای و افسوس که برای کشتن من، رنگ و لعاب تازهای به خود گرفتهای و نقشی جدید به نمایش گذاشتهای.
هوش مصنوعی: درد و رنج ناشی از جدایی تو بسیار عمیق و سوزان است، به نحوی که آه و نالهام به آتش درونم تبدیل شده و آن را بیشتر میسوزاند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که من دور تو مثل پروانه بچرخم و بسوزم، پس دلیل چیست که آتشی به بال و پر من انداختهای؟
هوش مصنوعی: اگر تو در کار کشتن من هستی، چرا خود را در برابر من خوار کردهای؟ شمشیر به دست داری و از خود دفاع نمیکنی!
هوش مصنوعی: تو با دقت و هنر، جواهرات زیبا و ارزشمندی خلق کردهای و به عشق و محبت در دلها جواهرهایی نشستهای.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر احساسی عمیق از غم و پرخاشگری است. گوینده به نوعی به بیتوجهی یا نادیده گرفتن احساسی که به او شده، اشاره میکند. او احساس میکند که به خاطر غیرت و شرفش، مورد بیمهری و آسیب قرار گرفته و این موضوع او را به شدت رنجیده کرده است. در واقع، او حس میکند که خون دل میخورد و از حالتی گرفته و دردمند رنج میبرد.
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که در هر مکان، با ظهور جذابیتات، سبب ویرانی و خراب شدن خانههای زیادی شدهای.
هوش مصنوعی: چرا به من ندا نمیزنی و از من دوری میکنی؟ آیا از سختیها و ظلمی که به من میکنی خبر ندارید؟ تو دیگر نیازی به تیراندازی نداری، چون تیر تو زخم کرده و اثرش باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اشکالی ندارد که از عشق به آرزوها و حسرتهای خود میپردازی، اما متوجه باش که در این مسیر، تو تنها سنگی را در دست گرفتهای و جواهرات و ارزشهای واقعی را به زمین انداختهای.
هوش مصنوعی: عاشق به شدت مشتاق است که در راه عشق تو ناله کند و از گریه و شکایتش، صدایی دلنشین در این سرزمین ایجاد کردهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خانهٔ صبر مرا باز برانداختهای
تا چه کردم که مرا از نظر انداختهای؟
هر دم از دور مرا بینی و نادیده کنی
خویش را نیک به جایی دگر انداختهای
عوض آنکه به خون جگرت پروردم
[...]
تا دلم را به غم هجر درانداختهای
صبر را خانه ز بنیاد برانداختهای
دل نیندازم اگر تیر تو از جان گذرد
تا نگویند به سهمی سپر انداختهای
تا گشادی به تبسّم لب شیرین، ز حسد
[...]
سوی هرکس به عنایت نظر انداختهای
تا قیامت ز خودش بیخبر انداختهای
طمعم نیست کزین کو به سلامت بروم
که به هرسو که نهم پای، سر انداختهای
عقل در حلقه نگنجد ز بس اندر خم زلف
[...]
تا ز رخسار چو مه پرده برانداختهای
سوز خورشید به جان قمر انداختهای
در سراپای تو کم بود بلای دل و دین؟
که ز خط طرح بلای دگر انداختهای
دولت حسن تو وقت است شود پا به رکاب
[...]
ای که بر خاک شهیدان گذر انداختهای
قتل ما را چه به وقت دگر انداختهای
کشته ناز تواند این همه خونینکفنان
که درین بادیه بر یکدگر انداختهای
بلعجب این که به غیری که هواخواه تو نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.