خلوت افروز گوشهٔ وحدت
علم افراز عالم توحید
آن که بود از صلاح بهر فلاح
در بلاد سداد سد سدید
وان سبک روح حلم پیشه که بود
در گران لنگری فرید و وحید
در بحر صلاح روحی بیک
که چه او صالحی زمانه ندید
ناگه از دست ساقی دوران
جام مردآزمای مرگ چشید
چون شهید است هرکه مرد غریب
اجلش جامهٔ حیات درید
به که گوئیم بهر تاریخش
حشر او باد با حسین شهید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به تمجید از شخصیتهای بزرگ و فداکاریها متکی است. شاعر به وصف شخصیتی پرداخته که از صفات نیکو بهرهمند و در راه صلاح و توحید گام برمیدارد. دو مفهوم حیات و مرگ در این شعر وجود دارند، که مرگ به عنوان جامی پر از چالشها و آزمایشها و زندگی به عنوان جستجوی رضا و قرب الهی توصیف شده است. در نهایت، شاعر به قیام عاشورا و شخصیت حسین (ع) اشاره میکند و بر پیوند بین این شخصیت با مردانگی و شهادت تاکید میورزد.
هوش مصنوعی: در گوشهای که وحدت و یگانگی حکمفرماست، روشنایی و نور علم خداوندی در حال درخشش و تابیدن است.
هوش مصنوعی: این بیت درباره کسی است که از راه نیکوکاری و درستکاری به سعادت و موفقیت در سرزمینهای امن و آرام رسیده است. «سداد سد سدید» به معنای سرزمینهایی است که در آنها امنیت و آرامش برقرار است.
هوش مصنوعی: آنکه روحش سبک و دارای حلم و بردباری بود، در میان سنگینیها و مشکلاتی که بر انسانهای دیگر تحمیل میشود، بینظیر و یگانه بود.
هوش مصنوعی: در دریا و وسعت خیر و نیکی روحی وجود دارد که هیچ انسان شایستهای در زمان خود مانند او پیدا نکرده است.
هوش مصنوعی: ناگهان از دست ساقی زمان، جام مرگ را که آزمایشی برای مردان است، نوشید.
هوش مصنوعی: هر کسی که در راه حق و عدالت شهید شود، به نظر میرسد که سرنوشتش با غریبی و مرگ رقم خورده و زندگیاش به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: بهتر است بگوییم که او در روز رستاخیز، با حسین شهید محشور شود و به یاد او زنده بماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گاو مسکین ز کید دمنه چه دید؟
وز بد زاغ بوم را چه رسید؟
کوی و جوی از تو کوثر و فردوس
دل و جامه ز تو سیاه و سپید
رخ تو هست مایهٔ تو، اگر
مایهٔ گازران بود خورشید
چون همی بودهها بفرساید
بودنی از چه میپدید آید؟
زانکه او بوده نیست و سرمدی است
کانچه بوده شود نمیپاید
وانچه نابوده نافزوده بود
[...]
پرده گل همه صبا بدرید
کرد چهره به شرم شرم پدید
ابر پوشید روی ماه وز برق
رایت روی ماه بدرخشید
با صیادوار دست گشاد
[...]
ای برآرندهٔ مه و خورشید
نقشبند جهان بیم و امید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.