من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
که فروشند در آن ملک به صدجان گنهی
شهسواری که به جولانگه حسنت امروز
انقلاب از نگهی میفکند در سپهی
حسن از بوالعجبی هر بت نازک دل را
داده است از دل پر زلزله آرام گهی
گشته مقبول کس طاعت این خاک نشین
که به کاهی نخرد سجده زرین کلهی
کلبهٔ دل ز گدائی بستانند این قوم
نستانند ولی کشوری از پادشهی
هست عفوی که به امید وی از دیدهٔ عذر
نقطهٔ قطره اشگی که نشوید گنهی
حسن و عشقند دو ساحر که به یک چشم زدن
میگشایند میان دو دل از دیده رهی
مدت وصل حیاتیست ولی حیف که نیست
راست بر قامت او خلعت سالی و مهی
محتشم اول عشق است چنین گرم مجوش
صبر پیشآور و پیدا کن ازین بیش تهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است و به نوعی به تمایلات انسانی و ارتباط با معشوق میپردازد. شاعر با کنایه و تشبیه به توصیف زیبایی و دلدادگی میپردازد و از مشکلات و ناپایداریهای عشق میگوید. به نظر میرسد که عشق و حسن، دو نیروی جادویی هستند که میتوانند قلبها را به هم نزدیک کنند. در نهایت، شاعر به این حقیقت میرسد که وصال و اتصال در عشق زودگذر است و باید صبر و شکیبایی پیشه کرد.
هوش مصنوعی: من و یک ملک و خریداری با چشمهای سیاه که در آن ملک به خاطر جوانب صد جان را میفروشند.
هوش مصنوعی: شوالیهای که امروز در میدان زیباییات به تماشای جوانب مختلف مینگرد، از نگاه خود انقلابی به پا کرده است.
هوش مصنوعی: حسن به قدری شگفتانگیز است که هر مجسمه زیبایی که دلش حساس است، از دل و دلی پر از آشوب و اضطراب، گاهی آرامش میگیرد.
هوش مصنوعی: کسی که در این دنیا خاکی و معمولی است، مورد پذیرش قرار میگیرد، حتی اگر به چیز کمارزشی مثل کاه، سجده کند تا ارزشهای واقعی و باارزش را زیر پا بگذارد.
هوش مصنوعی: این قوم به جای اینکه از دل به گدایی بپردازند، کلبهٔ دل را در اختیار میگیرند، اما در عوض کشوری تحت فرمان یک شاه را نمیخواهند.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که امید به بخشش و عفو الهی، انسان را از احساس گناه و ندامت نجات میدهد. همچنین، هر چند ممکن است انسان مرتکب گناه شود، ولی دعا و خواستن بخشش میتواند به او آرامش بدهد و او را از ناامیدی دور کند.
هوش مصنوعی: زیبایی و عشق همچون دو جادوگرند که با یک نگاه میتوانند فاصله میان دو دل را از بین ببرند و ارتباطی عمیق ایجاد کنند.
هوش مصنوعی: مدت زمانی که در کنار هم هستیم، مثل یک زندگی است، اما افسوس که این ارتباط واقعی نیست. لباس زیبا و از گلهای سال و ماه بر قامت او نمینشیند.
هوش مصنوعی: عشق اینگونه انسان را درگیر خود میکند که نمیتوان به راحتی از آن فاصله گرفت. صبر کن و سعی کن بیشتر از این احساسات را نادیده نگیری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه از اینجا نه از آنجا دل من برد مهی
زین گهر خنده نگاری و شکر بوسه شهی
زین جهانساز ظریفی و جهانسوز بتی
زین جگر خوار شگرفی و دلاویز مهی
مه که باشد که همی هر شب و هر روز کند
[...]
پیشوای علما خسرو دانشمندان
ای که بر اهل معانی بسزا پادشهی
لشکر فقر شود منهزم از ساحت دهر
چون کند خیل سخا از سر کلکت سیهی
آتشین شعله برآید به سر آب حیات
[...]
شده ام خاک سر کوی تو ای سرو سهی
چه شود گر قدمی بر سر خاکم بنهی
ای صدت بسته بی دل به کمند سر زلف
ای هزاران چو من خسته سرگشته رهی
حلقه دام بلاییست سر زلفینش
[...]
در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
بر سر هیچ مهی نیست هلال سیهی
روشن از آه نشد ظلمت نومیدی ما
وه که مردیم و نبردیم به وصل تو رهی
چو ربودی دل و دینم عوضی کن بوصال
[...]
دیدهام مست و سرانداز و غزلخوان برهی
شاه مشرب پسری ترک وشی کج کلهی
نخل آتش ثمری سرو مرصع کمری
عالمافروز سهیلی علم افراز مهی
قدر بَهاینده جان چشم فریبندهٔ دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.