برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقاب
صبح صادق کن عیان بعد از طلوع آفتاب
گفت امشب صبر کن چندان که در خواب آیمت
صبر خواهم کرد من اما که خواهد کرد خواب
سهل باشد ملک دل زیر و زبر زآشوب عشق
ملک ایمان را نگهدارد خدا زین انقلاب
دی که در من دیدن آن آفتاب آتش فکند
دیده آبی زد بر آتش ورنه میگشتم کباب
چون عنان گیرم سواری را کز استیلای حسن
میرود پیوسته صد ابرو کمانش در رکاب
عشق اگر پاکست در انجام صحبت میشود
رسم معشوقان نیاز آئین عشاقان عتاب
جز من مظلوم کز عمر خودم بیزار کیست
آن که آزارش گناه و کشتنش باشد ثواب
در میان بیم و امیدم که هر دم میکند
مرگ در کارم تعلل زید در قتلم شتاب
دی سوال بوسهای زان شوخ کردم گفت نیست
محتشم حرف چنین را غیر خاموشی جواب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف حالات درونی فردی عاشق میپردازد. شاعر از احساسات و دردهای عشق سخن میگوید، جایی که انتظار و امید و ناامیدی در هم آمیختهاند. او به این نکته اشاره میکند که عشق میتواند زندگی را دچار آشوب کند، ولی ایمان میتواند حفظ و نگهداری شود. شاعر همچنین از لحظههای دلنشین و ناراحتکننده در روابط عاشقانه صحبت میکند و در نهایت با دل سوخته خود، از بیپناهی خویش و آرزوهایی که هیچگاه محقق نمیشوند، lament میکند. در نهایت، او به سکوت و عدم پاسخ به احساسات خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات را از پرده پنهانی کنار بزنی، مانند طلوع صبح روشناییات نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: او به من گفت که امشب کمی صبر کن تا شاید بتوانم در خواب تو را ببینم. من هم میگویم که صبر میکنم، اما نمیدانم که آیا خواب من هم تو را خواهد دید یا نه.
هوش مصنوعی: دل به راحتی تحت تأثیر آشوبهای عشق قرار میگیرد و در نتیجه دچار تغییر و تحول میشود، اما خداوند با نگهداری ایمان، از این انقلاب و بیثباتی محافظت میکند.
هوش مصنوعی: روزی که در وجود من آن تابش آفتاب را دید، اشک آبی بر آتش ریخت، وگرنه من به حال کباب درآمده بودم.
هوش مصنوعی: وقتی سوار را به دامان میکشم که زیباییاش چنان است که پیوسته مانند کمان ابروهایش در مرحلهای است.
هوش مصنوعی: اگر عشق خالص و ناب باشد، در ارتباطات به نوعی رفتار میشود که نشاندهندهٔ نیازهای معشوقان است و همچنین آداب و رسوم عاشقان را شامل میشود.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من نیست که از زندگیاش خسته و شاکی باشد. آیا کسی وجود دارد که آزار من گناه باشد و کشتنم خطایی نداشته باشد که ثواب به دنبال داشته باشد؟
هوش مصنوعی: من در حالی میان ترس و امید زندگی میکنم که مرگ هر لحظه در کار من تردید میکند و در کشتن من شتاب نمیگیرد.
هوش مصنوعی: در پاسخ به سوال من درباره بوسهای از آن معشوقهی بازیگوش، او گفت که اینگونه حرفها نیاز به سکوت دارد و نباید به آن پاسخ داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهریار دادگستر خسرو مالک رقاب
آنکه دریا هست پیش دست احسانش سراب
آسمان جود گشت و جود ماه آسمان
آفتاب ملک گشت و ملک چرخ آفتاب
بنگر اکنون با خداوند جهان شاه زمین
[...]
تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
گه ز دل در آتش تیزم گه از چشم اندر آب
عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز
مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب
با رخم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر
[...]
مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست
تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب
قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد
روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب
تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب
[...]
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
آفت دلهاست و اندر دیدهام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو
زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر
[...]
ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید
نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب
هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان
تیغ هندی را نماند با نفاذش هیچ تاب
در هوایت هر که چون کاغذ دوروئی پیشه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.