پری وشی دل دیوانه میکشد سویش
که نیست حد بشر سیر دیدن رویش
به نوگلی نگرانم که میدمد چو گیاه
کرشمه از در و دیوار گلشن کویش
هنوز تیغ نیالوده تیز دستی بین
که موج خون ز زمین میرسد به بازویش
قیامتست قیامت که صور فتنه دمید
جهان ز فتنهٔ نو خیز قد دلجویش
ز خاک یوسف گل پیرهن دمد گل رشک
اگر به مصر بردبار از چمن بویش
چه رغبت است که سر بر نمیتواند داشت
ز مزرع دل مردم چرنده آهویش
ز دور کرد شکاری مرا رساند از سحر
خدنگ نیمکش غمزه چشم جادویش
لبش خموش و زبان کرشمهاش گویا
ز نکته پروری گوشههای ابرویش
چو محتشم به نخستین خدنگ او افتاد
هزار بوسه فلک زد به دست و بازویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر در ابتدا از دل دیوانهاش سخن میگوید که به سوی معشوق کشیده میشود و تأکید میکند که زیبایی او فراتر از درک بشر است. شاعر نسبت به نشانهها و کرشمههای معشوق در باغ گلشن حساسیت دارد و در ادامه به تصویرسازی از جنگی خیالی میپردازد که در آن معشوق مانند زیبایی بینظیری در میان گلها جلوهگر است. او از حسرت و غم ناشی از دوری معشوق و قدرت جذابیت او سخن میگوید و بیان میکند که با وجود سکوت معشوق، زیباییاش به حدی قدرتمند است که همگان را تحت تأثیر قرار میدهد. در پایان، شاعر به نیروی عشق و جذابیت معشوق اشاره کرده و بیان میکند که همگان آمادهاند تا در برابر زیبایی او تسلیم شوند.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی فراوان او، دل دیوانه را به سمت خود میکشاند، چرا که درک جلوهاش از توانایی انسان فراتر است.
هوش مصنوعی: من نگران جوانهای هستم که مانند گیاهی در حال شکفتن و گلی که از همهجا زیباییاش را نمایان میسازد، به زندگیاش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: یک دست تیز و چابک را میبینی که هنوز شمشیری به آن نخورده است و موجی از خون از زمین به بازویش میرسد.
هوش مصنوعی: روز قیامت فرا رسیده که نشانههای آشوب و فتنه در سرزمین در حال دمیدن است. جهان به خاطر زیبایی و چالاکی دلجویش دچار هرج و مرج جدیدی شده است.
هوش مصنوعی: از خاک یوسف بویی به مشام میرسد که اگر در چمن باشد، گلهای دیگر به آن رشک میبرند؛ چون عطرش آنقدر دلپذیر و خاص است که حتی اگر به مصر هم برود، هنوز هم بوی خوشش مایهی تحسین خواهد بود.
هوش مصنوعی: چرا کسی که دلش مانند مزرعهای است که در آن آهوهای زیادی میچرخند، نمیتواند سرش را بالا نگه دارد؟
هوش مصنوعی: از دور، شکار مرا با ناز و جذابیتش به دام انداخت و با نگاه جادوییاش، غم و اندوه را از دلم برد.
هوش مصنوعی: لبهایش ساکت و زبانش پر از زیبایی است، به گونهای که تنها با نگاهی از ابروانش میتواند حرفهای دلنشین و عمیق را بیان کند.
هوش مصنوعی: وقتی محتشم با نخستین تیرش به هدف نشانه رفت، آسمان هزار بار او را ستود و بر دست و بازویش بوسه زد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش
که دیده نیز نخواهم که بنگرد سویش
مرا به دیده درون خواب از کجا آید؟
که شب نماند به عالم ز پرتو رویش
ولی ز رویش اگر در جهان نماند شبی
[...]
بدان امید که ناگه ببینم آن رویش
به هر بهانه برم روزگار در کویش
ز شوق دیدن خالش کشیم ناله و آه
من شکسته چها می کشم ز هندویش
کشیده نیل بر ابرو ز بهر چشم بد او
[...]
مهی که زینت حسنست گرمی خویش
طپانچه بر رخ خورشید میزند رویش
چرنده را ز چرا باز میتواند داشت
نگاه دلکش ناوک گشای آهویش
هزار خنجر زهر آب داده نرگس او
[...]
به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
که در کمین رمیدن نشسته آهویش
گلی که از عرق شرم نیست شبنم ریز
پلی است آن طرف آب، طاق ابرویش
هزار صید به یک تیر می تواند کشت
[...]
مباش در پی مردم چو چشم عیباندیش
چو کرم پیله فرو بر سری به خانه خویش
ز ننگ دیدن تو دست میزند بر سر
ترا خیال، که تسلیم میکند درویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.