دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
تن غرق آب و آتش و دل پرشرر هنوز
بسمل شدم به تیغ تو چون مرغ دم به دم
گرد سر تو از سر خد بیخبر هنوز
بنیاد عمر شد متلاشی و از وفا
دست تلاش من به غمت در کمر هنوز
آثار صبح حشر نمود و فلک نه شست
روی شب مرا به زلال سحر هنوز
روزی که خار تربت من گل دهد مرا
باشد ز خارخار تو خون در جگر هنوز
راز دلم ز پرده سراسر برون فتاد
این اشگ طفل مشرب من پرده در هنوز
طوفان بحر هجر نشست و بسی گذشت
وز خوف جان محتشم اندر خطر هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که به خاطر عشق و فراق تحمل میکند سخن میگوید. او در حالی که دلش کباب است و تنش غرق در آب و آتش است، هنوز از معشوق بیخبر است. احساس میکند که عمرش در حال نابودی است و تلاشهایش به خاطر غم معشوق بینتیجه مانده است. همچنین، شاعر به تصاویری از روز قیامت و شادیهای ناشی از آن اشاره میکند و امیدوار است که یک روز خاطراتش از معشوق زنده شود. در نهایت، او ناشکیبایی و شعلههای عشق را که جانش را در خطر قرار دادهاند، توصیف میکند و بیان میکند که حتی در طوفانهای هجر نیز همچنان در حال انتظار است.
هوش مصنوعی: دل من در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و در عین حال چشمانم هنوز نمیتوانند از حالت غمگین و نگران خارج شوند. در حالی که بدنم در زیر فشار و آتش و آب است، قلب من همچنان پر از درد و حرارت احساسات است.
هوش مصنوعی: من در برابر تیغ تو مانند پرندهای بیخبر از خداوند، دائم دور تو میچرخم و جان میدهم.
هوش مصنوعی: عمر من به سرانجام خود نزدیک میشود و در زندگیام وفا و وفاداری حالتی شکست خورده دارد، اما با این حال، هنوز تلاش میکنم که به خاطر غم تو از پا نیفتم و ادامه دهم.
هوش مصنوعی: صبح نزدیک است و نشانههای آن نمایان شده، اما آسمان هنوز آثار شب را از چهره من نپیرایشیده و من همچنان در دل تاریکیهایم.
هوش مصنوعی: روزی که در محل دفن من گل شکوفه بزند، من از درد و اشک تو هنوز رنج میکشم.
هوش مصنوعی: راز دل من از پرده بیرون افتاده است، این اشک که مثل آبنوش من است هنوز در پرده است.
هوش مصنوعی: طوفان جدایی آرام شده و مدت زیادی هم از آن گذشته است، اما هنوز هم به خاطر نگرانی از جان محتشم، در خطر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمد بهار و گلرخ من در سفر هنوز
خندید باغ و چشم من از گریه تر هنوز
شاخ شکوفه از خطر دی برست لیک
باشد ز آه سرد منش صد خطر هنوز
آمد درخت گل به بر اما چه فایده
[...]
از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز
نگرفته خون من به زبان نیشتر هنوز
باآن که عمرهاست که از سر گذشته ام
صندل نمی برد ز سرم درد سر هنوز
روزی که آه من به هواداری توخاست
[...]
خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
نگسسته ایم بخیه زخم جگر هنوز
با آن که خاک شد به سر راه انتظار
پر می زند نفس به هوای اثر هنوز
تا خود پس از رسیدن قاصد چه رو دهد؟
[...]
ای داور زمین و زمان کز شکوه و فر
اندر جهان ندیده نظیرت نظر هنوز
الا بر آستان جلال تو آسمان
پیش کسی نبسته به خدمت کمر هنوز
در مدح اهل فارس سرودم قصیدهای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.