مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
جان سبک رفت و من از عشق گران بار هنوز
حال من زار و به بالین رقیب آمد یار
من به این زاری و او بر سر آزار هنوز
عشوهات سوخته جان من و جانسوز همان
غمزهات ساخته کار من و در کار هنوز
دل که دارد سر ز لف تو چو غافل مرغیست
که بدام آمده و نیست خبر دار هنوز
سرنهادند حریفان همه در راه صلاح
سر من خاک ره خانه خمار هنوز
چشم امید شد از فرقت دلدار سفید
محتشم منتظر دولت دیدار هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از غم و درد عشق سخن میگوید. شاعر احساس میکند که غم محبوب هنوز بر دلش سنگینی میکند و با وجود اینکه جانش سبک شده، بار عشق او را همچنان رنج میدهد. حالش خراب است و یارش به نزد او آمده، ولی او در زاری و درد خود باقی مانده است. شاعر به عشق و زیبایی یار اشاره میکند که جانش را سوزانده و دستاوردهایش را به چالش کشیده است. او همچنین به سرنوشت خود و ناامیدی از دیدار دلدار اشاره میکند و بیان میکند که دل در بند عشقش به دام افتاده است. به طور کلی، این شعر به تألم و ناتوانی در برابر عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: مردم رنج و غم یار را فراموش کردهاند، اما در دل من هنوز این غم باقیست. به رغم اینکه جانم سبک شده، هنوز از عشق سنگینی میکشم.
هوش مصنوعی: حالم خیلی خراب است و در کنارم رقیب است، اما یارم با این حال به سراغم آمده است، در حالی که هنوز هم به من آزار میزند.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو، جان مرا به آتش کشیده و درد و غمزهی تو، مشغلهی من را شکل داده است و هنوز هم در این وضعیت هستم.
هوش مصنوعی: دل کسی که به عشق تو گرفتار شده، مانند پرندهایست که به دام افتاده و هنوز از این وضعیت بیخبر است.
هوش مصنوعی: دوستان و حریفان همه برای راه درست و اصلاح تلاش کردند، اما من هنوز در سرم تنها به یادخانهی میخانه و شراب فکر میکنم.
هوش مصنوعی: چشم به راهی دارم برای دیدار محبوبی که دور از من است، با امید اینکه روزی این دوری به پایان برسد و دوباره با او دیدار کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوز
می کند جور به باران وفادار هنوز
طرفه کاری که رسید از غم او کار به جان
نکند زاری ما در دل او کار هنوز
دی در اثنای سخن گفت فلانی سگ ماست
[...]
جان ندادهست برت عاشق بیمار هنوز
باش یک دم که نگردیده سبکبار هنوز
نیم بسمل شدم از آهوی صیدافکن تو
چه کند تا به من آن غمزه خونخوار هنوز
ریختی خون من و سوی تو نگشایم چشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.