دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند
به که نابود به شمشیر جفای تو شوند
همه جای تو چه رخسار تو واقع شدهاند
سیر واقع ز تماشای کجای تو شوند
خوش ادا میکنی ای شوخ اداهای مرا
خوش ادایان همه قربان ادای تو شوند
هم بر آن سادهدلان خنده سزد هم گریه
که اسیر تو به امید وفای تو شوند
داری آن حوصله کز جان روی گر به نیاز
پادشاهان جهان جمله گدای تو شوند
دیده نمناک نگردانی اگر تشنه لبان
همه در دشت هوش کشته برای تو شوند
محتشم وای بر آن قوم که بر بستر ناز
در دل شب هدف تیر دعای تو شوند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و فدای جان و دل به معشوق است. شاعر بیان میکند که در عشق به معشوق، حتی اگر جان و تن خود را فدای او کنند، این کار بهتری است تا اینکه تحت ظلم او نابود شوند. چهره و زیبایی معشوق در هرجایی آشکار است و همه به تماشای او مشغولند. شاعر به مهارت و زیباییهای معشوق اشاره میکند که همه را تحت تاثیر قرار میدهد. دل و روح مردم به امید وفای معشوق به اسارت درآمده است و در مقابل زیبایی و عواطف او، پادشاهان نیز خود را گدا تصور میکنند. همچنین، شاعر به عشق و اشک کسانی که به معشوق عشق میورزند، اشاره میکند و در نهایت نسبت به آنهایی که در خواب به دعاهای معشوق توجه میکنند، ابراز تاسف میکند.
هوش مصنوعی: اگر دل و جان و تن من فدای تو شوند، بهتر است که به دست ظلم و بیوفایی تو نابود گردند تا اینکه به این سرنوشت دچار شوند.
هوش مصنوعی: در همه جا زیبایی و جلوه تو نمایان است، چطور میتوانند از تماشای تو غافل شوند؟
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و ناز و غنج حرف میزنی، که همه کسانی که زیبا سخن میگویند، فدای ظرافت و ناز تو میشوند.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی نشاندهنده احساسات متضاد و پیچیدهای است که افرادی که به عشق وابسته هستند، تجربه میکنند. آنها ممکن است هم بخواهند بخندند از شادی و سادگی عشق، و هم بخواهند گریه کنند از ناامیدی و درد ناشی از اسیری در انتظار وفای معشوق. در واقع، این کلمات اشاره به دو حالت متفاوت در رابطه با عشق و امید دارند.
هوش مصنوعی: تو آنقدر عظمت و بزرگی داری که اگر بخواهی، حتی پادشاهان جهان نیز در مقابل تو فروتنی کرده و به گدایی تو درآیند.
هوش مصنوعی: چنانچه چشمانت را تر نکنید، در حالی که لبهای همه در دشت تشنه هستند، کسانی که برای شما جانشان را فدای عشق شما میکنند.
هوش مصنوعی: وای بر آن مردمی که در آرامش و خواب شبانه خود، هدف دعای تو شوند و آرامششان به هم بریزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر اقلیم قناعت شودت زیر نگین
پادشاهان جهان جمله گدای تو شوند
دست نفس تو چو کوته شود از شاخ مراد
عارفان طالب خاک کف پای تو شوند
از طمع روی بگردان و قناعت بگزین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.