بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
کاندر شباب قد من زار خم گرفت
بیطاق ابروی تو که طاق است در جهان
چندان گریست دیده که این طاق نم گرفت
تا ملک حسن بر تو گرفت ای صنم قرار
آفاق را تمام سپاه ستم گرفت
راه حریم کوی تو بر من رقیب بست
ناآشنا سگی ره صید حرم گرفت
لیلی اگرچه شور عرب شد به دلبری
شیرین زبان من ز عرب تا عجم گرفت
در ملک جان زدند منادی که الرحیل
سلطان حسن یار چه از خط حشم گرفت
میخواستم به دوست نویسم حدیث شوق
آتش ز گرمی سخنم در قلم گرفت
عید است و هرکه هست بتی را گرفته دست
امروز نیست بر من مست ای صنم گرفت
ملک سخن که تیز زبانان گذاشتند
بار دگر به تیغ زبان محتشم گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بار غم و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند، صحبت میکند و به زیبایی محبوبش اشاره میکند که چقدر در زندگیاش تأثیرگذار است. او از اشکها و ناراحتیهایی که به خاطر عشقش تحمل کرده، میگوید و به مشکلاتی که از سوی رقبایش در مسیر عشقش به وجود آمدهاند، اشاره میکند. همچنین به مقایسه بین دو محبوب اشاره میکند و میگوید که هرچند یک محبوب (لیلی) شورش را برانگیخته، اما محبوب او (شیرین) زبانش را به دست گرفته است. در نهایت، شاعر چگونه عشق و شورش در دل او شعلهور شده و چطور این احساسات را در کلماتش منتقل میکند را بیان میکند. شعر به طور کلی تجلی عشق و غم و زیبایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دل من به قدری از غم سنگین شده که در دوران جوانیام، از وزن این بار خمیده و ضعیف شدهام.
هوش مصنوعی: چشمان بسیاری به خاطر زیبایی ابرویت گریستهاند، اما این زیبایی همچنان در دلهای آنان اثرگذار و بیمانند باقی مانده است.
هوش مصنوعی: ای معشوقه زیبا، وقتی که زیبایی تو بر دل عالم نشسته، تمام جوانب جهان تحت تأثیر ستم قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: راه ورود به محدوده عشق تو را رقیب به روی من بسته است و نا آشنا مثل سگی به دنبال شکار در حریم توست.
هوش مصنوعی: اگرچه لیلی به خاطر عشق و دلبری، به شور و حال عربها معروف شده است، اما زیبایی و جذابیت شیرینزبان من باعث شد که عشق او از عربها به عجم (فارسیزبانها) هم سرایت کند.
هوش مصنوعی: در سرزمین جان، ندا دهندهای فریاد میزند که زمان حرکت رسیده است و سلطان حسن یار چه گلی از جمعکردن لشکری به دست آورده است.
هوش مصنوعی: میخواستم به دوستم بگویم که چقدر خواهان او هستم، اما حرارت کلام من باعث شد که قلم به آتش درآید.
هوش مصنوعی: عید است و هر کسی که معشوقی دارد، امروز در دست خود گرفته است. اما من مست و بیخبر از این نعمت، ای محبوب، بر من نظر نکن.
هوش مصنوعی: حاکم شعر که افراد تیززبان را در این عرصه فرستاده بود، بار دیگر با زبان بران خود در دست گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باغ از بهار حرمت بیت الحرم گرفت
سبزه ز لاله رتبت باغ ارم گرفت
پشت بنفشه از غم پیری به خم بماند
گویی که عشق و مفلسی او را به هم گرفت
چون نقش باغ دید قلم کرد دست خویش
[...]
تا شاه نیک عهد سر تخت جم گرفت
گیتی ز عهد کسری افسانه کم گرفت
از داد پشت ملک سلیمان چو گشت راست
روی زمین طراوت باغ ارم گرفت
رفعت نگر که پایه دین عرب بیافت
[...]
گردون بکف زیرده نیلی علم گرفت
روح الامین رکاب شه جم خدم گرفت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.