گرچه پای بندی عشق بیزنجیر نیست
از گریزش نیز غافل بودن از تدبیر نیست
در تصرف کوش تا عشقم شود کامل عیار
کانچه مس را زر تواند ساخت جز اکسیر نیست
حسن افسون است و دل افسونپذیر اما اگر
نیست افسون دم در افسون ذرهای تاثیر نیست
صید را هرچند زود خود برون آرد ز قید
در طریق ضبط او صیاد بیتقصیر نیست
پس برای مرهمی خوارم مکن کاندر دلم
خار خاری هست اما زخم تیغ و تیر نیست
ز اعتماد آن که در زلفت به یک تارم اسیر
چندم آری در جنون این تار خود زنجیر نیست
سر مده خیل ستم را در دل من چون هنوز
یک سر این کشور تو را در قبضهٔ تسخیر نیست
صید را اینجا خطر دارد تو خاطر جمعدار
ای دل وحشی که این صیاد وحشیگیر نیست
در وصال اسباب جمع و محتشم محروم از او
وصلت معشوق و عاشق گوئیا تقدیر نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی معانی عشق و زنجیر و آزادی در آن میپردازد. شاعر اظهار میدارد که عشق هرچند محدودیتهایی دارد، اما نباید از تدبیر و تلاش غافل بود. او به زیبایی و سحرآمیزی عشق اشاره کرده و میگوید که افسون و جاذبهای که آن را احاطه کرده، وقتی مؤثر است که حقیقتاً وجود داشته باشد. شاعر همچنین از زخمها و دردهای عاشقانه صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که در عشق، نباید تنها به ظاهر زنجیرها توجه کرد. او احساس میکند که آنگونه که عشق او را به زنجیر کشیده، در حقیقت تسلطی بر او وجود ندارد. نهایتاً، شاعر بیان میکند که در وصال محبوب، هرچند که میتواند به جمع و خاص شدن شرایط منجر شود، اما در واقع آنچه تقدیر میگوید، در واقع نیازی به تسخیر ندارد.
هوش مصنوعی: هرچند که عشق، آزادی بیقید و شرطی ندارد و به زنجیر نیست، اما نباید از تدبیر و چارهاندیشی در برابر دوری و گریزان بودن آن غافل شد.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق واقعی باید تلاش کنی، زیرا تنها چیزی که میتواند مس را به طلا تبدیل کند، اکسیر است.
هوش مصنوعی: زیبایی جذاب است و دلها به راحتی جذب آن میشوند، اما اگر جادو و افسون در وجود نباشد، هیچ تاثیری ندارد.
هوش مصنوعی: هر چند شکار در سریعترین زمان ممکن از چنگ میخیزد، اما در مسیر گرفتن او، صیاد بیگناه نیست.
هوش مصنوعی: پس به خاطر اینکه حالم بد نشود، مرا خوار و خفیف نکن، زیرا در دلم درد و رنج وجود دارد، اما زخمهایی که از تیغ و تیر میآیند، نیست.
هوش مصنوعی: به خاطر اعتمادی که به زلفهای تو دارم، حتی اگر به یک تار آن هم گرفتار باشم، نشاندهندهی دیوانگی من است؛ چرا که این تار برای من زنجیر نیست.
هوش مصنوعی: دل خود را تسلیم ظلم و ستم نکن، زیرا هنوز بخشی از این سرزمین در کنترل تو نیست.
هوش مصنوعی: ای دل نگران نباش، زیرا در اینجا خطر برای تو وجود ندارد. این صیاد با دیگر صیادها تفاوت دارد و نمیخواهد به تو آسیب برساند.
هوش مصنوعی: در پی رسیدن به معشوق، همه چیز برای افراد با احترام و مقام جمع میشود، اما آنها همچنان از وصل معشوق و عشق محرومند. این گویی که تقدیر چنین رقم خورده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عقل را تدبیر باید عشق را تدبیر نیست
عاشقان را عقل تر دامن گریبانگیر نیست
عشق بر تدبیر خندد زان که در صحرای عقل
هر چه تدبیرست جز بازیچهٔ تقدیر نیست
عشق عیارست و بر تزویر تقدیرش چکار
[...]
ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب
این چنین نقش خیالی قابل تعبیر نیست
در سر زلفش دل ما مدتی پابست شد
این چنین دیوانه را خوشتر از آن زنجیر نیست
کی رسد هرگز به مقصودی درین راه خدا
[...]
کس به خود دلبسته آن زلف چون زنجیر نیست
پایبند کس به جز سر رشته تقدیر نیست
گر ز تیغش رخنهای در جان نشد، تقصیر ماست
یک سر مو، باری از مژگان او تصیر نیست
تیر باران بلا از بس که آمد بر تنم
[...]
بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
بیوقوف کیمیاگر نفع در اکسیر نیست
کلک مانی سحر کرد و بر دلی ننهاد بند
کانچه مقصود دل است از حسن در تصویر نیست
دست عشقت کز تصرفهای کامل کوته است
[...]
چاره خاموشی بود هر جا سخن در شیر نیست
تیر بر سنگ آزمودن جز زیان تیر نیست
گر بخلق الفت نمی گیرم گناه من بدان
طینت ابنای دهر از خاک دامن گیر نیست
خواری و عزت درین محنت سرا یکسان بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.