گفتم چه دیدم آن رخ و آن زلف تابدار:
«آمنت بالذی خلق اللیل و النهار»
از طور کوی دوست سنا برق روی دوست
آمد چنان به جلوه که «آنست منه نار»
هر دیده ای چه شمع دل افروز اشک ریز
هر سینه ای ز داغ جهانسوز لاله زار
از عاشقان نوای «انا الحق» بر آسمان
می زد علم اگر که نمی بود بیم دار
با قبۀ جلال وی این نه رواق را
در دیدۀ کمال چه قدر است و اعتبار
تا خم شد آسمان که شود حلقۀ درش
از مهر و مه نهاد به سر تاج افتخار
یک تار از دو طرۀ او را بباد داد
باد صبا و روز مرا تیره کرد و تار
با چین او کسی نبرد نام ملک چین
تاری از او قلم زده بر خطۀ تتار
بالا بلند او گذری کرد از چمن
آب از دو دیده کرد روان سرو جویبار
نخل شکر برش که ز شیرین گرفته تاج
فرهادوار کرده مرا کوه غم ببار
زد مفتقر به یاد تو ای دوست این رقم
شاید به روزگار بماند به یادگار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییها و جذابیتهای شخصی که عاشقش شده، اشاره میکند. او از چهرهی دلربا و موی تابدار معشوق سخن میگوید که همچون نوری در تاریکی شب است. شاعر بیان میکند که هر کس در عشق، دلی آتشین دارد و از درد فراق میسوزد. او به قدرت عشق اشاره میکند و با شجاعت از احساساتش سخن میگوید، در حالی که زیبایی معشوقش را با جلال و شکوه توصیف میکند. در انتها، شاعر احساس خود را به یادگاری برای آینده مینویسد، شاید تا یاد عشقش همیشه باقی بماند.
هوش مصنوعی: گفتم چه زیباییای در آن چهره و آن موهای تابدار دیدم: «به آنچه شب و روز را آفریده، ایمان آوردم».
هوش مصنوعی: از کوه دوست، صدای زیبای دوست به گوش رسید و چنان درخشان بود که گویی آتش نمیتواند به آن عظمت باشد.
هوش مصنوعی: هر چشمی به مانند شمعی است که با اشک خود روشنایی میبخشد و هر دلی به خاطر درد و غمهایی که دارد، مانند لالهای در دشتِ آتشین است.
هوش مصنوعی: عاشقانی که به صدای «من حق هستم» دست یافتهاند، اگر ترسی نداشتند، پرچم خود را بر آسمان بلند میکردند.
هوش مصنوعی: با زیبایی و عظمت او، این عمارت و زیباییهایش در چشمان کمال و perfection چه قدر ارزش و اعتبار دارد.
هوش مصنوعی: هنگامی که آسمان خم شد، به گونهای که نشان مهر و ماه بر سر تاج افتخار قرار گرفت.
هوش مصنوعی: باد صبا یکی از تارهای موهای او را به خود گرفت و روز من را تیره و ناامید کرد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جاذبه چین اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند با زیبایی آن مقابله کند. او بیان میکند که نام و آوازه چین به قدری درخشان است که حتی قلم زدن بر تاریخ تاتارها نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته است. به عبارت دیگر، اشاره به تأثیر عمیق فرهنگ و زیبایی چین بر دیگر سرزمینها و ملل دارد.
هوش مصنوعی: او با قدی بلند از میان چمنزار عبور کرد و اشک از چشمانش مانند جویبار جاری بود.
هوش مصنوعی: درخت نخل شکر خود را به نمایش گذاشته، که از شیرینیاش تاجی به سبک فرهاد بر سر دارد، اما من در دامن کوهی از غم غرق شدهام.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من، در فقر و نیاز، به یاد تو، ای دوست، این خط را نوشتهام و شاید این یادگاری در روزگار باقی بماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر
از مارگیر مار برآرد همی دمار
نیلوفر کبود نگه کن میان آب
چون تیغ آبداده و یاقوت آبدار
همرنگ آسمان و به کردار آسمان
زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
چون راهبی که دو رخ او سال و ماه زرد
[...]
از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار
در دست مشک دارم و در دیده لاله زار
بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ
با لاله کار دارم از آن روی لاله کار
ماندست چون دل من در زلف او اسیر
[...]
یکروز مانده باز زماه بزرگوار
آیین مهر گان نتوان کرد خواستار
آواز چنگ وبربط و بوی شراب خوش
با ماه روزه کی بود این هر دو سازگار
ورزانکه یاد از و نکنی تنگدل شود
[...]
باران قطره قطره همی بارم ابروار
هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بار
ز آن قطره قطره، قطره باران شده خجل
ز آن خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار
یاری که ذره ذره نماید همی نظر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.