زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند تو
هزاران همچو اسکندر گرفتار کمند تو
ز صهبای تو افلاطون درون خم بسر برده
ز سودای تو جالیموس عمری دردمند تو
ارسطالیس باشد کاسه لیس خوان رندانت
فنون حکمت لقمان بود رمزی ز پند تو
مه نو در حضیض و اوج اندر مشرق و مغرب
نمی یابد مجال بوسه بر نعل سمند تو
شناور چشمۀ خاور در این دریای بی پایان
مگر روزی شود بر آتش غیرت سپند تو
منم طوطی شکر خا بهنگام ثنا خوانی
خصوصاً چون کنم باد از دهان پر ز قند تو
اگر بر چرخ اطلس برکشم دیبای مدحت را
بسی کوته بود بر سرو بالای بلند تو
حریفی گر زند حرفی ز نظم ناپسند من
ندارد مفتقر با کی اگر باشد پسند تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از تأثیر او بر زندگی و افکار خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای گیرا، معشوق را به اسکندر و افلاطون تشبیه میکند و از آثار مثبت و خیرخواهانهاش بر جهان احساس میکند. زیبایی و بزرگی معشوق به حدی است که شاعر فراتر از مقامات انسانی، او را در مقامهای آسمانی و ایدهآل قرار میدهد. در نهایت، شاعر محبتش را مانند طوطیای توصیف میکند که در ستایش معشوقی با روح لطیف و شیرین زبان است و بر میافزاید که هر انتقادی از او به دلیل دوستی و عشق واقعی او به معشوق میباشد.
هوش مصنوعی: آب زلال و شفافی که شبیه به رنگ سبز خضر است، از لبخند شیرین تو به جوش میآید و هزاران نفر مانند اسکندر، به دام جذابیت تو گرفتار شدهاند.
هوش مصنوعی: از نوشیدن شراب عشق تو، افلاطون در سادگی خود به سر میبرد و به خاطر آرزوی تو، من همواره در بیماری و درد زندگی کردهام.
هوش مصنوعی: آیا ارسطو فقط کسی است که بدون فکر پشت سر شما جلو میآید؟ خواندن رندانهات فنون حکمت لقمان را نشان میدهد و از پندهای تو رمز و رازی نهفته است.
هوش مصنوعی: ماه دقائقی در بالاترین و پایینترین نقطهاش در شرق و غرب، فرصتی برای بوسیدن سم اسب تو نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: چشمۀ خاور، مانند جویبار یا نهر کوچکی است که در دریای وسیع و بیپایان جریان دارد. امیدی مثل روزی وجود دارد که این خشم و غیرت تو، چون آتش، شعلهور شود و این جویبار کوچک را به حرکت درآورد.
هوش مصنوعی: من همان طوطی شیرینزبانم که در هنگام ستایش و مدح، به ویژه زمانی که از دهانم حرف میزنم، پر از شکر و شیرینیهای تو هستم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم لباس ستایش را بر چرخ آسمان بیاویزم، باز هم جا ندارد و نخواهد توانست به بلندی و زیبایی تو برسد.
هوش مصنوعی: اگر کسی سخنی را به صورت ناپسند و بینظمی بزند، من به آن توجهی نمیکنم. در واقع، اگر کسی به دنبال رضایت تو باشد، چه فقیر و destitute باشد، برای او مهم نیست که دیگران چه میگویند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
علمدار سپاه من، چه شد دست بلند تو
که از تیغ جفا ببرید از هم بند بند تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.