بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
کافرم چارۀ دل را گر از این در نکنم
رسم خوبان جهان گرچه وفاداری نیست
بی وفائی ز تو البته که باور نکنم
ناله، دانم ندهد سود و به جائی نرسد
من که جز ناله ندارم چکنم گر نکنم
سیل اشک من سودا زده بنیاد کن است
لیک با شعلۀ دل دامن خود تر نکنم
روزگاریست چنان تیره تر از شب که دگر
بیم یک روزی از این روز سیه تر نکنم
زندگانی که بسر رفته به بی سامانی
نه عجب گر پس از این فکر تن و سر نکنم
دل که آئینۀ صافیست چه خوش باشد اگر
به غم و غصۀ بیهوده مکدّر نکنم
دولت طبع روان ملک خداداد من است
میل دارائی دارا و سکندر نکنم
مفتقر خرقۀ فقر است گرامی دارش
که به دیبای ملوکانه برابر نکنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف و احساسات شاعر میپردازد که از دلدادگی و وفاداری صحبت میکند. شاعر تأکید میکند که هرچند در دنیای خوبان وفاداری وجود ندارد، اما او بیوفایی معشوقش را نمیپذیرد. او از ناله و درد خود سخن میگوید و بیان میکند که شرایط زندگیاش بسیار دشوار شده است. همچنین، او دلش را که پاک و صاف است در معرض غم و اندوه بیهوده قرار نمیدهد و به ارزشهای خود پایبند است. شاعر به فقر و غنا نیز اشاره میکند و به اهمیت نگهداشتن روحیه و طبع خود در برابر مادیات تاکید میورزد.
هوش مصنوعی: به خدا قسم که اگر از تو دل ببرم و روی برگردانم، بیدین هستم. زیرا چارهای برای دل ندارم مگر اینکه از این در وارد شوم.
هوش مصنوعی: اگرچه در جهان زیبا رویان به وفاداری پایبند نیستند، اما من هرگز نمیتوانم به بیوفایی تو ایمان بیاورم.
هوش مصنوعی: میدانم که ناله کردن فایدهای ندارد و به هیچجا نمیرسد، اما اگر غیر از ناله چیزی ندارم، باید چه کار کنم اگر ناله نزنم؟
هوش مصنوعی: اشکهای من به خاطر عشق و جنونم مانند سیل جاری است، اما با وجود این، نمیخواهم آتش دل خود را خاموش کنم یا به دامن خود آسیب بزنم.
هوش مصنوعی: زمانه به قدری تاریک و غمانگیز است که دیگر از اینکه یک روز وضعیت اینچنینی بدتر شود، نگرانی ندارم.
هوش مصنوعی: زندگی که گذشت و به درهم ریختگی انجامید، عجیب نیست اگر پس از این دیگر به فکر جسم و جانم نباشم.
هوش مصنوعی: دل مانند یک آینه صاف است که زیباست، اگر از نگرانیها و ناراحتیهای بیمورد پر نشود.
هوش مصنوعی: سرنوشت و خوشبختی من به لطف خداوند است و من هرگز به دنبال ثروت و دارایی مانند داریوش و سکندر نخواهم رفت.
هوش مصنوعی: فقر و دشواری زندگی هر چند که در ظاهر ناپسند به نظر میرسد، اما ارزش و مقام خاصی دارد. باید به آن احترام گذاشت و نمیتوان آن را با چیزهای با ارزش دنیایی مقایسه کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میتوانم که لب از آب خضر تر نکنم
میرم از تشنگی و چشم به کوثر نکنم
شوق یوسف اگرم ثانی یعقوب کند
دارم آن تاب کز او دیده منور نکنم
آن قوی حوصله بازم که اگر حسرت صید
[...]
من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم
در همه عمر جز این مشغله دیگر نکنم
زاهد ار نسیه فردا دهم وعده، بگو
نقد امروز بدان نسیه برابر نکنم
تا بود نغمه مرغ سحر و بانگ رباب
[...]
گر مراد دل خود حاصل از اختر نکنم
آسمان، ناکسم ار چرخ تو چنبر نکنم
مادر دهر اگر مثل تو دختر زاید
بی پدر باشم اگر حرمت مادر نکنم
این توئی در بر من یا که بود خواب و خیال
[...]
روز نبود که به وصف تو سخن سر نکنم
شب نباشدکه ثنای تو مکرر نکنم
منکر فضل تو را نهی ز منکر نکنم
نزد اعمی صفت مهر منور نکنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.