گنجور

 
میلی

افغان که مرا همنفسان وانگذارند

یک دم به سر راه تو تنها نگذارند

گویا سر آزار نداری،‌ که رقیبان

بازم به سر راه تمنا نگذارند

از بزم تو بیرون ننهم پا که مبادا

تا آمدنم اهل حسد جا نگذارند

ما را ز بس آزار کنی پیش رقیبان

خیزیم ز بزم تو و ما را نگذارند

میلی چه روی سر زده هر روز به بزمش

اندیشه نداری که مبادا نگذارند؟

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حزین لاهیجی

خوبان به ره مهر و وفا پا نگذارند

تا حسرت عالم به دل ما نگذارند

این رسم، غریب است که در خلوت دیدار

بی پرده درآیند و تماشا نگذارند

هرگز نکند گل، چمن بی سر و پایان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه