چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد
عجب است کاین قدرها، ز من اعتبار گیرد
ز تپیدن دل خود، شب هجر در عذابم
که غمت نمیتواند که در آن قرار گیرد
ز دل رمیدهٔ من، عجب است عالمی را
که چو صید خون گرفته، ره آن سوار گیرد
به رهش نه ناصح آمد، ز پی نصیحت من
که به این بهانه او هم، سر راه یار گیرد
ز سر گناه میلی بگذر، مگیر بروی
که عنان چون تو مستی، نه به اختیار گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و درد دل ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. او حیران است که چگونه معشوقش از او انتظار دارد و در عذاب دل شبهجران به سر میبرد. شاعر به تمثیل دل رمیده خود اشاره میکند و میگوید که دیگران نیز مانند صید شکار بر او تسلط دارند. همچنین اشاره میکند که در این مسیر، نصیحتکنندگان هیچ تأثیری ندارند و هیچ کس نمیتواند او را از عشقی که نسبت به معشوق دارد، دور کند. شعر به طور کلی نمایانگر احساسات عمیق و پیچیده عشق و غم است.
هوش مصنوعی: وقتی مرا در مهمانی ببیند، از دیگران فاصله میگیرد. جای تعجب دارد که چرا این اندازه به من احترام میگذارد.
هوش مصنوعی: از تپش دل خود در شب غم انگیز جدایی در رنج و عذاب هستم، چون درد و غم تو هرگز نمیتواند در آرامش و سکون باشد.
هوش مصنوعی: از دل آزرده من، جای تعجب است که جهانی را به ستم گرفته، همچون صیدی که خونش را گرفتهاند، راهی به سوی آن سوار پیدا کند.
هوش مصنوعی: در راه او کسی که نصیحت کند نیامد، و من هم به این دلیل که او از این فرصت استفاده کرده و به سمت یار خود میرود.
هوش مصنوعی: از گناه و اشتباهات خود فاصله بگیر و به سمت آنها نرو، زیرا در حالتی که تو درگیر خواهشها و تمایلات خود هستی، نمیتوانی به راحتی کنترل اوضاع را به دست بگیری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد
تو مگر بجان در آیی که کسی قرار گیرد
تو چنین بخون عاشق چو می شبانه نوشی
بصباح حشر ترسم که ترا خمار گیرد
بکشی به جورم آنگه بکشی به دار عبرت
[...]
نه قرار دل بر من نه بزلف یار گیرد
بکجا روم ندانم که دلم قرار گیرد
شده ام خراب آن دم که چنان میان نازک
دهدم به دست و آنگه ز میان کنار گیرد
نبود بسوز عاشق دل مدعی ندانم
[...]
دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
که تو در کنارش آئی وز خود کنار گیرد
تو بمن نمیشوی گرم و بداغ رشک سوزم
چو بینم آتشی را که بجان خار گیرد
نه هر آنکه راهپیما گذرش بمقصد افتد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.