گنجور

 
میلی

چو یار از من رمید، آرام جان من که خواهد شد؟

چو او نامهربان شد، مهربان من که خواهد شد؟

چو من از ناکسی بدخواه را هم رفتم از خاطر

به طعنه منفعل‌ساز کسان من که خواهد شد؟

مرا بی‌طاقتی ناخوانده چون آرد به بزم تو

پی رفع خجالت همزبان من که خواهد شد؟

ز مستی در تواضع آمد و ز اندیشه می‌سوزم

که دامنگیر عاشق‌مهربان من که خواهد شد؟

گمان دارم که خواهد شد شهید گلرخان میلی

نمی‌دانم یقین‌ساز گمان من که خواهد شد؟

 
 
 
انتشار کتاب «گنجور، قدرت بی‌نهایت کوچک‌ها» نوشتهٔ مهدی سلیمانیه
بابافغانی

تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد

که خواهد خواست خونم، مهربان من که خواهد شد

مگر خواب اجل گیرد شب هجر توام ورنه

حریف گریه و آه و فغان من که خواهد شد

مرا رشک رقیبان می کشد امشب نمی دانم

[...]

نورس دماوندی

از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد

به بالا مد عمر جاودان من که خواهد شد

زبان شکوه ی من انجم از افلاک می ریزد

به خال کنج لب مهر دهان من که خواهد شد

از آن خط زمرد پوش و رنگ لعل خفتانش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه