آراستی صف مژه، راه که میزنی
لشکر کشیدهای، به سپاه که میزنی
بیهوش کرده حیرتم، ای دیده هر زمان
آتش به من ز ذوق نگاه که میزنی
ای دل ترا زیاده سری افکند ز پا
دست هوس به زلف سیاه که میزنی
هر دم نگاه گرم تو از آه گرم کیست
چندین گره به رشته آه که میزنی
روی تو چشم دیده و صید تو دل شده
تو تیغ کین مرا به گناه که میزنی
با غیر، میلی از ره دیگر گذشت یار
تو چشم انتظار به راه که میزنی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود میپردازد. او میگوید که نگاههای معشوق مانند لشکری به سمت او حملهور میشود و هر بار که به او مینگرد، او را بیهوش میکند. دل شاعر در همنشینی با این زیبایی دچار هوس و longing میگردد و در عین حال حس میکند که معشوق با گناه کردن به او ضربه میزند. او همچنین از فاصله و جدایی یار صحبت میکند و با حسرت به راهی که او رفته، مینگرد.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبایی داری که مانند سربازان منظم و آراسته به نظر میآیند. هر زمان که راه میروی، گویی لشکری از زیبایی به دنبال تو میآید.
هوش مصنوعی: چشم من همیشه از شوق نگاهت به شدت شعلهور است و این مرا به شدت غافل و حیران کرده است.
هوش مصنوعی: ای دل، چقدر زود تسلیم میشوی و خود را به دست وسوسههای جذاب میسپاری! تو چقدر زود تحت تاثیر زلفهای سیاه قرار میگیری!
هوش مصنوعی: هر لحظه نگاه پر حرارت تو به مانند آهی عمیق است که به دل مینشیند و این آه، همچون گرههایی در زندگی من است که تو با هر نگاهت به آن میافزایی.
هوش مصنوعی: چشمانم به تماشای تو عادت کرده و دلم اسیر محبت تو شده است. حالا تو با زخمهای کینهات به من حمله میکنی و من نمیدانم چه چیزی باعث این درد و رنج من شده است.
هوش مصنوعی: دوستت با شخص دیگری ارتباط برقرار کرده و دلش را به کسی دیگر سپرده است. در حالی که تو همچنان منتظر او هستی و در آرزوی بازگشتش هستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.