بعد از نگاه گرم، تبسم نمیکنی
ما را امیدوار تکلم نمیکنی
در آتشند اهل محبت ز رشک هم
بر هیچیک اگرچه ترحم نمیکنی
از جذبه کمند محبت که دلکش است
هرگز ره خرابه ما گم نمیکنی
افکندهام ترا به زبانها و خوشدلم
کز شرم آن، نگاه به مردم نمیکنی
میلی، شود زیاده به رغم تو ظلم او
دیوانهای که ترک تظلم نمیکنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و ناامیدی خود سخن میگوید. او به کمک نگاه گرم معشوق امید دارد، اما معشوق هیچ اقدامی برای نشان دادن محبتش نمیکند. شعلههای عشق در دل عاشقان میسوزد، اما او بر هیچکس رحم نمیکند. شاعر معتقد است که جذبه عشق، همیشه او را به سمت خود کشانده و هرگز از مسیر عشق دور نشده است. او اظهار میکند که از افتخار ورود نام معشوق به زبانها خوشحال است، اما معشوق به خاطر شرم از این نگاه، تمایلی به رفتار اجتماعی ندارد. در نهایت، شاعر متذکر میشود که معشوق به رغم میل خود، موجب آزار او شده و این آزار به شکلی است که او نمیتواند شکایت کند.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه به من با مهربانی نگاه کردی، لبخند نمیزنی و ما را از امید به گفتگو باز میداری.
هوش مصنوعی: افراد عاشق به خاطر حسادت، در آتش احساسات خود میسوزند، حتی اگر تو به هیچیک از آنها رحم نکنی.
هوش مصنوعی: به دلیل قدرت و جذابیت عشق، هرگز نمیگذاری که راه خود را به سمت ویرانهها گم کنی.
هوش مصنوعی: نفس خود را به دیگران معرفی کردهام و از این که به خاطر شرم و حیا، به مردم نگاه نمیکنی، بسیار خوشحالم.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که بخواهی خودت را برحذر نگهداری، در مقابل ظلم دیگران میل و اشتیاق تو افزایش مییابد، مشابه دیوانهای که از فریاد و شکایت دست برنمیدارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.