ای خوش آن کز انتظارم گر خبر میداشتی
هر زمان سویم به تقریبی گذر میداشتی
چون مرا در بزم میدیدی، پی نارفتنم
هر زمان مشغولم از حرف دگر میداشتی
دوش مستغنی ازان بودی، که از بیتابیام
میشدی شرمنده، گر سویم نظر میداشتی
تا نماید بر تو دشمن اعتماد دوستی
هر دم از راز نهانم پرده بر میداشتی
یاد آن کز بس که میدیدی سوی میلی، اگر
از نگاهت بیخبر میشد، خبر میداشتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات و انتظار خود از معشوق اشاره میکند. او مینویسد که اگر معشوق از longing او باخبر بود، همیشه به او توجه میکرد و در کنار او میبود. شاعر به ناتوانی معشوق در درک احساسات عمیق خود اشاره میکند و اینکه اگر او میدانست که شاعر از عشق او آگاه است، رفتار متفاوتی از خود نشان میداد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که معشوق باید از رازهای درونی او باخبر باشد و از نشانهها و رفتارهایش به این احساسات پی ببرد.
هوش مصنوعی: ای کاش آن کسی که منتظرم، اگر از حال من خبر داشت، هر لحظه به نحوی به من نزدیک میشد و به من سر میزد.
هوش مصنوعی: زمانی که مرا در مجالس شراب میدیدی، به خاطر اینکه نروم، همیشه ذهنت مشغول حرفهای دیگری بود.
هوش مصنوعی: شبی، آنچنان غرق در خود بودی که از بیتابی من خجالتزده میشدی، اگر به سوی من نگاهی میکردی.
هوش مصنوعی: همواره با دشمن نزدیکم، و او به دوستیام اطمینان میآورد. اما اگر تو هر لحظه پرده از رازهایم برمیداشتی، این اعتماد را از او میگرفتی.
هوش مصنوعی: به یاد کسی که چون زیاد او را میدیدی، اگر از نظر تو غافل میشد، باز هم از حالش باخبر بودی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.