از بیم خوی تند تو، گاه عتاب تو
قادر نیم بر آنکه بگویم جواب تو
مردم چو دوش مضطرب از دور دیدمت
کز بهر قتل کیست دگر اضطراب تو
تو در حجابی و نتوانم ز انفعال
گفتن حکایتی پی رفع حجاب تو
یک حرف پرسیام اگر از بعد صد عتاب
گوید رقیب پیشتر از من جواب تو
میلی عجب اگر کند از عمر خود حساب
روزی که بوده بیستم بیحساب تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تاثیر خوی تند و عتاب شخصی سخن میگوید که قدرت بیان احساساتش را از او سلب کرده است. او در میانهی اضطراب و تردید به یاد دیدن این شخص میافتد و از حجابهای بین خود و او میگوید که مانع از ارتباط صریح و روشن شده است. شاعر از عواقب ناتوانی در ابراز احساساتش ابراز نگرانی میکند و در نهایت به این نکته میرسد که زندگیاش را نمیتواند به راحتی مدیریت کند، زیرا تحت تاثیر احساسات و رفتارهای دیگران است.
هوش مصنوعی: به خاطر رفتار تند و تندخویی تو، گاهی نمیتوانم به تو پاسخ دهم و از عتاب و سرزنش تو میترسم.
هوش مصنوعی: مردم از دور تو را دیدند و از نگرانی و اضطراب تو متوجه شدند که نکند کسی باز هم قصد کشتن تو را داشته باشد.
هوش مصنوعی: تو در پوششی قرار داری و نمیتوانم از تأثیری که بر من گذاشتهای سخن بگویم تا بتوانم پردهات را بردارم.
هوش مصنوعی: اگر از تو سوالی بپرسم، حتی اگر رقیب با صدای تند و عتابآمیز پاسخ دهد، او قبل از من جواب تو را داده است.
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است کسی از عمرش حساب و کتابی داشته باشد، در حالی که روزهایی را که بدون دردسر و بینظارت تو سپری کرده، فراموش کند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای کشتئی که در شکم توست آب تو
آرام جانور همه در اضطراب تو
نیک و بد زمین ز فراز و نشیب تو
بیش و کم جهان ز درنگ و شتاب تو
هر گه که تو برآیی گوید فلک به مهر
[...]
ای باد خاک مرکب گردون شتاب تو
آتش بخار چشمهٔ تیغ چو آب تو
گردون کجاست بر در قدر بلند تو
خورشید کیست پرتو رای صواب تو
از آسمان که نام و لقب را نزول زوست
[...]
ای چرخ باد پیشه تواضع کنان چو خاک
با فکرت چو آتش و طبع چو آب تو
اسباب خیر و شر شده در پرده قضا
موقوف حکم نافذ و رای صواب تو
گردون که پیش همت تو ذره ای ست،نیست
[...]
از من مرنج ای ز تو شادی جان من
گر لب گشودهام پی هجو شراب تو
زیرا که او قباحت بسیار کرده است
دی شب به جامهٔ من و با جامه خواب تو
معذور دار اگر نیّم اندر رکاب تو
کان قوّتم نماند که آیم به خواب تو
جان میدهم به سختی ازین غم که مردنم
ترسم شود وسیلهٔ چشم پرآب تو
ترسم ز حسرت دل خود گر خبر دهم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.