امروز بس که خواریم، در چشم گلعذاران
خواهیم بود فردا، ننگ گناهکاران
چون آفتاب هرگز یک جا نگیرد آرام
از بس که جای دارد، در جان بیقراران
زین سان که از خیالت، دلها در اضطرابند
مشکل که رو بر آرد، داغ امیدواران
دیدی گناه ما را، وز جرم ما گذشتی
داغی دگر نهادی، بر جان شرمساران
میلی نهاد خاطر، بر محنت غریبی
با صد هزار حسرت، رفت از میان یاران


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس ذلت و خوارشدن در نظر دیگران اشاره میکند و از آیندهای میگوید که به خاطر گناههایی که مرتکب شده، ننگی بزرگ گریبانگیرش خواهد شد. او به آرامش آفتاب اشاره میکند که هرگز در یک جا نمینشیند و این نشاندهندهی دردی است که دلهای بیقرار دارند. شاعر از داغی که بر جان شرمساران نشسته یاد میکند و از عذاب وجدانی که با خود حمل میکند، به خصوص پس از از دست دادن یاران و همراهانش، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: امروز به قدری در نظر دیگران بیارزش شدهایم که فردا، حتی اگر به یاد ما بیفتند، ننگ و عیب گناهکاران خواهیم بود.
هوش مصنوعی: آفتاب هرگز در یک مکان ثابت نمیماند و همواره در حال حرکت است، به همین دلیل کسانی که در درونشان بیقراری و عدم ثبات وجود دارد، نمیتوانند آرام نشسته و در یک جا بمانند.
هوش مصنوعی: با این حالتی که خیالت ایجاد کرده، دلها در نگرانی و اضطراب هستند. برای کسی که در انتظار است، سخت است که بتواند درد و رنج ناشی از این انتظار را تحمل کند.
هوش مصنوعی: تو گناه ما را دیدی و از جرم ما گذشتی، اما بر دل شرمساران داغی تازه نهاد.
هوش مصنوعی: دلخواهی به خاطر ایجاد شد، از درد و غم غربت با صد هزار حسرت، از بین یاران دور شدم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.