گنجور

 
میلی

آگه از لذت غم تا من دیوانه شدم

آشنا با غم او، وز همه بیگانه شدم

تا کسی منع من از رفتن کویش نکند

شادمانم که به دیوانگی افسانه شدم

جا ندارد به دلم آرزوی وصل دگر

که لبالب ز می عشق چو پیمانه شدم

نشدم با خبر از لذت خنجر زدنش

بس که بیهوش ازان وضع یتیمانه شدم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شاطرعباس صبوحی

طالب طرّه خم در خم جانانه شدم

عاقلان سلسله آرید که دیوانه شدم

در جهان بودنم از دوستی اوست بلی

شایق گنج بدم، ساکن ویرانه شدم

خادم مسجد آدینه اگر بودم دوش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه