از بس که بزم مهر و وفا گرم کردهام
بازار التفات ترا گرم کردهام
ایام، چون فتیله داغم تمام سوخت
تا همچو شمع، پیش تو جا گرم کردهام
با من ز اعتماد وفا بر سر جفاست
هنگامه جفا، به وفا گرم کردهام
آن طفل را ز گرمی اظهار عاشقی
در عشوه با وجود حیا گرم کردهام
خوبان، ترحمی! که چو میلی در آتشم
تا اختلاط را به شما گرم کردهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وفا میگوید و بیان میکند که چقدر برای عشق و محبت تلاش کرده است. او خود را مانند شمعی میداند که با محبتش در کنار محبوبش گرم و روشن است، اما در عین حال از جفا و بیتوجهی معشوق رنج میبرد. شاعر احساس میکند که در این مسیر عاشقی، همچون کودکی، با حیا و خجالت ابراز عشق میکند. همچنین به خوبانی که در دلش آتش عشق را شعلهور کردهاند اشاره میکند و به نوعی به تاثیرات این عشق در زندگیاش پرداخته است.
هوش مصنوعی: از آنقدر که در جمع محبت و صداقت حضور داشتهام و این فضا را پر از گرمی و صمیمیت کردهام، توانستهام توجه و محبت تو را جلب کنم.
هوش مصنوعی: روزها مانند فتیلهای داغ و سوخته است و من همچون شمعی در کنار تو نشستهام تا گرمیام را به تو منتقل کنم.
هوش مصنوعی: به من اعتماد کردهای، اما این اعتماد به وفا تبدیل نشده و در واقع دعوا و آزار به وجود آورده است. در حالی که من در پاسخ به این آزار، خود را به رعایت وفا متعهد کردهام.
هوش مصنوعی: من این طفل را با عشق و محبت گرم کردهام، با اینکه خودش حیا دارد و در عین حال به عشق خود ابراز میکند.
هوش مصنوعی: خوبان، به من رحم کنید! زیرا در حال حاضر حسی در وجودم مشعل آتش را روشن کرده و این احساس باعث شده که این عشق و شور به شما افزوده شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.