امشب می وصال، پیاپی کشیدهام
از دست ساقی عجبی می کشیدهام
نی بیم شحنه بود و نه پروای محتسب
تا روز، می به بانگ دف و نی کشیدهام
چون کردهام خیال که با غیر همدمی
در گرمی طلب، قدم از پی کشیدهام
دایم کشیدهام ستم از دلبران، ولی
این کز تو میکشم، ز کسی کی کشیدهام
میلی شکایتی که مرا هست از دل است
اینها که میکشم، همه از وی کشیدهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حالتی از شوق و عشق غرق شده است که در آن از وصال محبوب لذت میبرد و به مینوشی مشغول است. او به آرامش درونی دست یافته و از موانع و نگرانهای دیگر، چون شحنه و محتسب، بیاعتناست. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگرچه از دلبران دیگر سختی کشیده، ولی این درد و رنج که از عشق محبوبش میکشد، از تمامی آنها متفاوت و خاص است. در نهایت، او شکایتی از دلش دارد که تمام احساسات و دردهایش از عشق محبوبش نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: امشب بارها از دست ساقی نوشیدنی نوشیدهام و احساس عجیبی دارم.
هوش مصنوعی: نه از دست شحنه میترسم و نه نگران بازخواست محتسب هستم، تا صبح پیالهی شراب را با صدای دف و نی سر میزنم.
هوش مصنوعی: زمانی که در اندیشهام که با کسی غیر از معشوقم همراه شوم، به دنبال او میروم و در جستوجوی او قدم برمیدارم.
هوش مصنوعی: مدتهاست که از دلبرانی که به من ظلم کردهاند رنج بردهام، اما این ظلمی که از تو میکشم، از هیچکس دیگر نکشیدهام.
هوش مصنوعی: من از دل خود شکایتی دارم و همه این دردها و رنجهایی که متحمل میشوم، از آن دل ناشی میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.