هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
به جانم کار دارد، از هوای کار فهمیدم
خراب مجلس دوشم، که از اغیار در مستی
شکایت گونهای کردی که صد آزار فهمیدم
گمان وعده دیدار او با کس نمیبردم
ز تاب انتظار آوردن اغیار فهمیدم
چنان امیدواری پشتگرمم داشت در بزمش
که صد عذر صریحم گفت و من دشوار فهمیدم
نگاهی کردی و انداختی در بیم و امیدم
چه بود این حرف کز وی مدعا بسیار فهمیدم
ز بدخویی چه کردی با دل آزرده میلی
که امشب داشت آزاری که بیاظهار فهمیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شکل عمیق و شاعرانهای از احساسات و دردهای درونی خودش سخن میگوید. او به غم و آسیبهایی که از یک نگاه و یا رفتار عاشقانه میبیند، اشاره میکند و از نابودی خود بر اثر آن غمزههای خطرناک میگوید. او درمییابد که این احساسات نه تنها به جان او بلکه به زندگیاش وابسته است.
شاعر از شب گذشته و حوادث آن یاد میکند، زمانی که از دیگران شکایت کرده و در حال مستی به سر میبرده است. او از اینکه انتظار دیدار معشوق باعث درد و رنجش شده، سخن میگوید و به اعتماد و امیدی که نسبت به آن شخص داشته، اشاره میکند. سرانجام، شاعر از تأثیر بدرفتاری معشوق بر دل خود مینالد و درمییابد که این آسیبهای ناگفته و بیعلامت چه تأثیری بر او گذاشته است.
هوش مصنوعی: متوجه شدم که از آن نگاه خطرناک و کشنده، کارم به جاهای باریک کشیده شده و جانم در خطر است. از آن احساس و حالتی که پیدا کردم، فهمیدم که او قصد دارد با من کاری کند.
هوش مصنوعی: در شب جشن و شادی، وقتی مست بودم، تو به غیبت از دیگران مشغول بودی و شکایتهای تو باعث شد تا من از درد و رنج آنها باخبر شوم.
هوش مصنوعی: من هرگز فکر نمیکردم که او روزی با کسی ملاقات کند و در حالی که به انتظار او نشسته بودم، متوجه شدم که دیگران در این زمینه با او ارتباط برقرار کردهاند.
هوش مصنوعی: در مهمانی او چنان از حمایت و امیدواری او برخوردار بودم که حتی وقتی صریحاً عذر خواهی کرد، نتوانستم به راحتی متوجه شوم.
هوش مصنوعی: تو به من نگاهی انداختی و من در دل خود به بیم و امید افتادم. این سخن تو مرا به این فکر واداشت که از آنچه گفتی، معانی زیادی برداشت کردم.
هوش مصنوعی: با بدخلقیهایت چه بر سر دل آسیبدیدهام آوردی؟ میل و حس خاصی که امشب داشتم، درد و رنجی را به همراه آورد که بدون اینکه بگویم، آن را درک کردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدم
وز آن یک لطف صد بیتابی از اغیار فهمیدم
ز عشقم گوئی آگاه است کامشب از نگاه او
حجاب آلوده تغییری در آن رخسار فهمیدم
به تمکینی که مژگانش به جنبیدن نشد مایل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.