به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدم
وز آن یک لطف صد بیتابی از اغیار فهمیدم
ز عشقم گوئی آگاه است کامشب از نگاه او
حجاب آلوده تغییری در آن رخسار فهمیدم
به تمکینی که مژگانش به جنبیدن نشد مایل
تواضع کردنی زان نرگس پرکار فهمیدم
چنان تیر اشارت در کمان پنهان نهاد آن بت
که چون پیکان گذشت از دل من افکار فهمیدم
چنان فصاد مژگانش به حکمت زد رگ جانم
که چون تن دست شست از جان من بیمار فهمیدم
به لطفم گفت حرف آشنا لیک آن چنان حرفی
که من پهلو نشین بودم ولی دشوار فهمیدم
ز گل بر سرزدن چون گفتمش کامشب مگر مستی
ز لعلش سرزد انکاری کزو اقرار فهمیدم
نوید وعده کز دست بوس افتاده بالاتر
ز شیرین جنبش آن لعل شکربار فهمیدم
رخش تا یافت تغییر از نگاهم هرکه در مجلس
نهانی کرد حرف خود باو اظهار فهمیدم
چو تیر غمزه بر من کرد پرکش در دلش بیمی
ز اغیار از توقف کردن بسیار فهمیدم
برفتن محتشم مشتاب چون مجلس خورد بر هم
که طرح بزم خاصی از ادای یار فهمیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و پیچیدگی احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر در آن به تجربههای عاطفی خود از نظر یار اشاره میکند و نشان میدهد که از نگاه او، فهم و آگاهی جدیدی پیدا کرده است. او درباره نیروی جاذبه و تاثیرات چشم و مژگان یار گفته و اشاره میکند که چگونه این زیباییها در دل او تغییراتی ایجاد کردهاند. همچنین، احساساتی چون محبت و غم را به تصویر میکشد و از رابطهای عمیق و رازآلود سخن میگوید که در آن، هر حرکتی و هر نگاهی معنایی فراتر از آنچه به چشم میآید، دارد. در نهایت، شاعر به خلاصی و تحولاتی که در جلسه عشق و زیبایی به وجود میآید، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من در آغوش معشوق به لطفی دست یافتم و از آن یک لطف، صد نوع بیتابی و شوق از دیگران را درک کردم.
هوش مصنوعی: امشب از نگاه او به نظر میرسد که از عشق من باخبر است. با وجود حجاب و پردهای که بر چهرهاش هست، تغییراتی در چهرهاش دیدم که نشان میدهد حالتی خاص دارد.
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و پرجذبهاش به قدری سکون و آرامش داشتند که فهمیدم او از دلسوزی و محبت کم نگذاشت.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آن معشوق به طور غیرمستقیم و زیرکانه چیزی را به من نشان داد که مانند تیر پنهانی بود. وقتی آن تیر (پیام) از قلب من گذشت، احساسات و افکارم را به وضوح درک کردم.
هوش مصنوعی: چنان زیبایی و جذابیتی در مژههای او وجود داشت که به جانم نفوذ کرد و باعث شد احساس کنم که روح و جسمم از هم جدا شدهاند و به عمیقترین درد و رنج آشنا شوم.
هوش مصنوعی: من با مهربانی به حرفی آشنا اشاره کردم، اما آنقدر پیچیده بود که با وجود نشستن در کنار آن، نتوانستم به خوبی درک کنم.
هوش مصنوعی: وقتی گفتم امشب ممکن است در اثر زیبایی او مست شوم، او به طور غیرمستقیم به این موضوع اشاره کرد که فهمیدم واقعاً او چقدر تحت تأثیر قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از شادی و خوشحالیای صحبت میکند که به خاطر خبری خوش به دست آمده است. این خبر باعث میشود که او احساس میکند که بر خواستههای شیرین و دلپذیرش چیره شده و به لذتی عمیق دست یافته است. او به نوعی درک کرده که این شادی و خوشحالی بالاتر از آن چیزهایی است که به نظر میآید.
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه من به رخش تغییر کرد، فهمیدم که هر کسی در مجلس خصوصی صحبتهایش را با او در میان گذاشت، متوجه شده است.
هوش مصنوعی: وقتی او با نیشزنی به قلبم آسیب زد، از اینکه خیلی درنگ کرده بود، در دلش ترسی از دیگران حس کردم.
هوش مصنوعی: وقتی محتشم رفت، شور و حال مجلس به هم ریخت و متوجه شدم که در این مهمانی خاص، از رفتار محبوب چه چیزی را درک کردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
به جانم کار دارد، از هوای کار فهمیدم
خراب مجلس دوشم، که از اغیار در مستی
شکایت گونهای کردی که صد آزار فهمیدم
گمان وعده دیدار او با کس نمیبردم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.