آن رفت که وصلت به دعا میطلبیدم
در هجر تو مردن ز خدا میطلبیدم
آن رفت که در خیل غزالان من مجنون
چشم از همه پوشیده ترا میطلبیدم
آن رفت که افسردگی بوالهوسان را
از گرمی بازار جفا میطلبیدم
آن رفت که از بهر سخنهای نهانی
در بزم به پهلوی تو جا میطلبیدم
آن رفت که پیش تو چو میلی دل خود را
در سلسله زلف دو تا میطلبیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عاشقانه و دلتنگی شاعر است. او میگوید که زمانی به واسطه دعا و محبت با معشوق وصال میخواسته و در غیاب او سر به خاک میسوده. همچنین کنایههایی به جنون عشق و غم و اندوه ناشی از فراق دارد. شاعر از فقدان لحظات خوش و صحبتهای عاشقانه با معشوق شکایت میکند و به یادآوری آرزوهایش در مورد عشق و نزدیک شدن به او اشاره میکند. در نهایت، این شعر به حسرتخوردن از گذشته و آرزوی وصال میپردازد.
هوش مصنوعی: آن محبوبی که من برای وصالش دعا میکردم حالا رفته است و من در غم فراق او از خداوند مرگ را میطلبم.
هوش مصنوعی: او که در میان غزالان میگشت، چشمش فقط به دنبال تو بود و از همه چیز و همه کس غافل شده بود.
هوش مصنوعی: شخصی که در گذشته به دنبال یافتن راهی برای فرار از افسردگی و مشکلات خود بود، اکنون به یاد میآورد که چگونه این احساس را به دنبال طعمههای بیهوده و دردسرهای زندگی جستجو میکرد.
هوش مصنوعی: آن شخصی که به خاطر واژههای پنهانی و رازآلود در مجالس، در کنار تو حضور مییافت، حالا رفته است.
هوش مصنوعی: رفتی و من همچنان دلباختهی توام، در میان زلفهایت دل خود را میجستم و آرزو داشتم که به تو نزدیکتر شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.